Toggle stanza 1
منم که تا زیم از عشق مست خواهم بود
1

منم که تا زیم از عشق مست خواهم بود

به راه خوبان چون خاک پست خواهم بود

2

چو عقل از سر تقوی ز دست رفت، کنون

شراب در سر و ساغر به دست خواهم بود

3

کلید باده در انداخته به پرده دل

خدای تا در توبه نبست خواهم بود

4

ببرد حسن بتان دینم، ای مسلمانان

چو هندوان پس از این بت پرست خواهم بود

5

از اشتیاق تو در رنج، نیست خواهم شد

در آرزوی تو تا عمر هست، خواهم بود

6

به سینه زن نه به دیده خدنگ غمزه، از آنک

ز دیده من به تماشای شست خواهم بود

7

خط تو گفت در آغاز خاستن، کاینک

منم که فتنه اهل نشست خواهم بود

8

دل از خط تو مرا گفت، رو به گلشن و باغ

که من به سایه آن خاک پست خواهم بود

9

صلاح کاهش جان است، عشق خواهم باخت

فساد لذت عیش است، مست خواهم بود

10

نگار من عمل زلف خود مرا فرمای

اگر چه روز و شب اندر شکست خواهم بود

11

چو خورد هم به ازل جام عاشقی، خسرو

همیشه مست شراب الست خواهم بود

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 943 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood