غزل شمارهٔ 937
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1وفا ز یار جفاکار چون نمی آید
وفا ز یار جفاکار چون نمی آید
جفا ز یار وفادار هم نمی شاید
جفا چه باشد و نام وفا که باز برد؟
به حضرتی که دو عالم به هیچ برناید
مرا ز جمله جهان صحبت تو می باید
ترا ز خدمت من ذره ای نمی باید
به رغم خاطر من قول دشمنان کردی
چه طالعی ست مرا آه، تا چه پیش آید؟
منوش می به حریفان سفله طبع خسیس
که تا به وقت خمارت صداع نفزاید
به آبروی محبت که بی غرض بشنو
که از مصاحب ناجنس هیچ نگشاید
بترس از آه دل من که مبتلای توام
به سالها دگرت کی چو من به دست آید
به روز وصل تو دارد خبر، دل شادی
مرا دو دیده شب هجر خون بپالاید
اگر چه خلوت خسرو منور است، ولی
به جز حضور تواش هیچ در نمی باید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مستی از خانه بیرون آمد، و در میانه راه بیفتاد و قی کرد و لب و دهان خود بیالود. سگی آمد و آن را لیسیدن گرفت، پنداشت که آدمی است که آن را پاک می کند، دعا می کرد که خدای تعالی فرزندان و فرزندان فرزندان تو را خدمتگار تو گرداند.
بعد از آن سگ پای برداشت و بر روی او بول کرد. گفت: بارک الله ای سیدی! که آب گرم آوردی تا روی مرا بشویی.
JamiBaharistanروضهٔ ششم (در مطایبه)بخش 7
خوش آن مقام که در وی دلی فرود آید
ز حسن منظر آن دیده ای بیاساید
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 159
تنم ز رنج فراوان همی نیاساید
دلم از انده بی حد همی بفرساید
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 60
اگر به بادهٔ مُشکین دلم کشد، شاید
که بویِ خیر ز زهدِ ریا نمیآید
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 230
نماز شام چو خورشید در غروب آید
ببندد این ره حس راه غیب بگشاید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 943
سپیده دم بدمید و سپیده میساید
که ویس روز رخ خویش را بیاراید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 953
به حسن دلبر من هیچ در نمیباید
جز این دقیقه که با دوستان نمیپاید
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 276
فراق را دلی از سنگ سختتر باید
مرا دلیست که با شوق بر نمیآید
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 279
مرو به خواب که خوابت ز چشم بِرباید
گرت مشاهدهٔ خویش در خیال آید
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 280
گمان مبر که جهان اعتماد را شاید
که بیعدم نبود هر چه در وجود آید
SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 14
Sources
Persian text source: Ganjoor

