باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 1801اگر چه کعبه مقصد نصیب هر دل نیست
12 اشعار
غزل شمارهٔ 1802ز تنگدستی شکر، نی مرا غم نیست
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1803کرم در آب و گل چرخ تنگ میدان نیست
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1804کدام شب نی کلک من آتش افشان نیست؟
13 اشعار
غزل شمارهٔ 1805سزای خواب بود دیده ای که گریان نیست
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1806به می طرف شدن آیین هوشیاران نیست
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1807فضای چرخ مقام نفس کشیدن نیست
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1808اگر نمی تپدم دل، ز آرمیدن نیست
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1809زمین چو ریگ روان است بر جناح سفر
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1810چه خستگی است که در چشم ناتوان تو نیست؟
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1811به آسمان نرسد هر که خاک پای تو نیست
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1812به غیر خشم که در خوردنش وبالی نیست
13 اشعار
غزل شمارهٔ 1813شب فراق ز روز حساب خالی نیست
18 اشعار
غزل شمارهٔ 1814نسیم صبحدم از بوی یار خالی نیست
16 اشعار
غزل شمارهٔ 1815مبند دل به حیاتی که جاودانی نیست
آڈیو
8 اشعارغزل شمارهٔ 1816میِ دوساله نشاطش کم از جوانی نیست
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1817ستاره سوخته عشق را پناهی نیست
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1818طریقِ مردمِ سنجیده خودستایی نیست
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1819ز بس که طاعت خلق جهان خدایی نیست
11 اشعار
غزل شمارهٔ 1820میان خوی تو و رحم آشنایی نیست
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1821ز دام سوختگان عشق را رهایی نیست
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1822وفا طمع ز گل بیوفا نباید داشت
15 اشعار
غزل شمارهٔ 1823ملامت از دل بیباک من فغان برداشت
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1824ز ناله گر دل بی برگ ما نوا می داشت
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1825به این نشاط که دل سر به تیغ یار گذاشت
12 اشعار
غزل شمارهٔ 1826عنان دل ز من آن دلربا گرفت و گذاشت
17 اشعار
غزل شمارهٔ 1827مرا که داغ و کبابم چه دوزخ و چه بهشت
6 اشعار
غزل شمارهٔ 1828هزار حیف که دوران خط یار گذشت
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1829ز من مپرس که چون بر تو ماه و سال گذشت
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1830خوش آن که چون گل ازین گلستان دمید و گذشت
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1831کنون که از کمر کوه موج لاله گذشت
آڈیو
10 اشعارغزل شمارهٔ 1832ز بوی زلف تو باغ آنچنان معطر گشت
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1833فغان که گرد سر او نمی توانم گشت
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1834ره سخن به رخش خط عنبرافشان یافت
14 اشعار
غزل شمارهٔ 1835ز زخم تیغ زبان هوش من بلندی یافت
11 اشعار
غزل شمارهٔ 1836نظر بپوش ز خود تا نظر توانی یافت
14 اشعار
غزل شمارهٔ 1837ز دیده رفت و قرار از دل شکیبا رفت
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1838فغان که هستی من در ورق شماری رفت
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1839اگر ز دیده ام ای سروناز خواهی رفت
آڈیو
8 اشعارغزل شمارهٔ 1840غبار خط تو از دل به هیچ باب نرفت
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1841ز فرقت تو ز دل امشب اضطراب نرفت
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1842غرور حسن به خط از دماغ یار نرفت
12 اشعار
غزل شمارهٔ 1843به ابر اگر چه توان چشم آفتاب گرفت
12 اشعار
غزل شمارهٔ 1844سحر که باد صبا از رخش نقاب گرفت
11 اشعار
غزل شمارهٔ 1845زمانه را گل روی تو در بهار گرفت
11 اشعار
غزل شمارهٔ 1846ز روی گرم تو خورشید حشر نور گرفت
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1847خطش عنان تصرف ز دست خال گرفت
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1848ز نوبهار جهان زینت تمام گرفت
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1849دلم ز گریه مستانه هم صفا نگرفت
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1850شب گذشته دل از زلف پر شکن می گفت
7 اشعار

