Toggle stanza 1
فضای چرخ مقام نفس کشیدن نیست
1

فضای چرخ مقام نفس کشیدن نیست

مسوز شمع در آن خانه ای که روزن نیست

2

ز فکر عالم بالا سیه دل آسوده است

ملال پای گرانخواب را ز دامن نیست

3

ز سیر دایمی چرخ می شود معلوم

که در بساط زمین جای آرمیدن نیست

4

چو طفل مهد مکن دل به مهره بازی خوش

که هیچ سبحه ترا چون نفس شمردن نیست

5

کنند اگر چو خم باده خشت بالینم

مرا ز کوی خرابات پای رفتن نیست

6

چه خون که در جگرم می کند پشیمانی

شراب خوردن من کم ز شیشه خوردن نیست

7

فغان که حلقه جمعیتی ندارند چرخ

که همچو خانه زنجیر پر ز شیون نیست

8

ز تنگ چشمی سوزن چه تابها که نخورد

هنوز رشته امید را گسستن نیست

9

به نقل، شور مکن آن دهان شیرین را

که باده را مزه ای به ز لب گزیدن نیست

10

بپوش چشم ز نشو و نمای دل صائب

که تخم سوخته را بهره از دمیدن نیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور