Toggle stanza 1
ز ناله گر دل بی برگ ما نوا می داشت
1

ز ناله گر دل بی برگ ما نوا می داشت

چو غنچه از گره خود گرهگشا می داشت

2

خبر ز عشق ندارد دل فسرده من

وگرنه آتش سوزنده زیر پا می داشت

3

هزار قافله هر دم ز خود سفر می کرد

اگر ز خویش سفرکرده نقش پا می داشت

4

به گرد چشم تو خواب غرور کی می گشت؟

شکست شیشه دلها اگر صدا می داشت

5

کجاست صائب آتش نفس، که وقت مرا

همیشه خوش به سخنهای آشنا می داشت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور