غزل شمارهٔ 1802

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: منیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ز تنگدستی شکر، نی مرا غم نیست
1

ز تنگدستی شکر، نی مرا غم نیست

که ناله های گلوسوز از شکر کم نیست

2

به مجلسی که در او داروگیر منعی است

اگر بهشت بود، دلنشین آدم نیست

3

ز چشم شور تماشاییان هراسانم

وگرنه زخم مرا احتیاج مرهم نیست

4

یکی است نسبت داغ جنون به شاه و گدا

ز آفتاب قیامت کسی مسلم نیست

5

گداختم جگر خویش را به آتش گل

هنوز اشک مرا اعتبار شبنم نیست

6

شکوه صحبت شیرین حجاب اظهارست

وگرنه حسرت خسرو ز کوهکن کم نیست

7

جنون به ملک سلیمان نمی کند اقبال

وگرنه مرتبه داغ، کم ز خاتم نیست

8

اگر چه جلوه او از دو عالم افزون است

دلی کجاست که در وی غم دو عالم نیست؟

9

ز سنگ تفرقه صائب بلند گردیده است

بنای دوستی روزگار محکم نیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور