صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات

باب

غزلیات

نظمیں

غزلیات

  1. زندہ رود
  2. »صائب
  3. »دیوان اشعار
  4. »غزلیات

غزل شمارهٔ 6853–اگر نسیم سحرگاه مهربان بودی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6853

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6854–غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6854

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6855–ز برگریز، دل بی قرار ازان داری

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6855

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6856–دگر چه شد که به عشاق سرگران بودی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6856

14 اشعار

غزل شمارهٔ 6857–هزار حیف که از رهگذار بی بصری

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6857

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6858–درین حدیقه پر میوه تا جگر نخوری

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6858

14 اشعار

غزل شمارهٔ 6859–دگر چه شد که ز حالم خبر نمی گیری

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6859

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6860–مآل تیغ زبان نیست غیر سربازی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6860

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6861–اگر به جسم درین تیره خاکدان باشی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6861

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6862–کجاست دولت آنم که یار من باشی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6862

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6863–قدم برون مگذار از حصار خاموشی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6863

21 اشعار

غزل شمارهٔ 6864–اگر چه هست به ظاهر خراب درویشی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6864

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6865–قرار گیر به دارالقرار درویشی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6865

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6866–حضور فرش بود در جهان درویشی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6866

22 اشعار

غزل شمارهٔ 6867–قدم برون مگذار از سرای درویشی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6867

26 اشعار

غزل شمارهٔ 6868–ازان همیشه بود تازه روی درویشی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6868

15 اشعار

غزل شمارهٔ 6869–ز عشق شد همه غم های بی شمار یکی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6869

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6870–گذشت عمر و تو مست شراب گلرنگی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6870

15 اشعار

غزل شمارهٔ 6871–ز ماه رنگ نبازد کتان بیرنگی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6871

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6872–نیی که جیب و کنار از شکر کند خالی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6872

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6873–زبان شکوه اگر همچو خار داشتمی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6873

14 اشعار

غزل شمارهٔ 6874–تو قدر درد و غم جاودان چه می دانی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6874

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6875–مکش چو تنگدلان آه از پریشانی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6875

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6876–ز من مدار توقع سخن از انجمنی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6876

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6877–چه خون که در جگر ماه و آفتاب کنی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6877

15 اشعار

غزل شمارهٔ 6878–به محفلی که رخ از باده لاله زار کنی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6878

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6879–بر این مباش که خون در دل نیاز کنی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6879

5 اشعار

غزل شمارهٔ 6880–چرا به سلسله زلف او نظر نکنی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6880

26 اشعار

غزل شمارهٔ 6881–برون نیامده از خویشتن سفر نکنی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6881

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6882–صفای وقت درین خاکدان چه می خواهی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6882

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6883–دل عزیز به این تیره خاکدان چه دهی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6883

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6884–همین نه در نظر ای سیمبر نمی آیی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6884

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6885–فکنده شور محبت مرا به صحرایی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6885

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6886–گرفته است مرا در میان تماشایی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6886

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6887–ز حسن شوخ تو نظاره تماشایی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6887

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6888–نماند دشت جنون را رمیده آهویی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6888

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6889–ای آن که دل به ابروی پیوسته بسته‌ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6889

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6890–ای آن که دل به دولت بیدار بسته ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6890

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6891–از زهر چشم، چشم من زار بسته ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6891

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6892–طومار عمر طی شد و غافل نشسته ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6892

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6893–ای صید پیشه ای که دل از ما گرفته ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6893

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6894–روی زمین به زلف معنبر گرفته ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6894

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6895–از مردمان اگر چه کناری گرفته ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6895

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6896–در خاک و خون کشید مرا ترک‌زاده‌ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6896

16 اشعار

غزل شمارهٔ 6897–ای آن که دل به عمر سبکرو نهاده‌ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6897

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6898–از دل مپرس، خانه به سیلاب داده ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6898

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6899–من کیستم، چو پل دل خود آب کرده ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6899

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6900–با زهر چشم خنده هم‌آغوش کرده‌ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6900

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6901–تا چهره گلگل از می گلفام کرده‌ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6901

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6902–بی پرده رو در آینه ما نکرده ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6902

13 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 138
  6. 139
  7. 140
پچھلا صفحہاگلا صفحہ