صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اوزان
  2. »مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
  3. »صائب / دیوان اشعار

وزن کے تحت کتاب

وزنِ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف وزنِ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) میں آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

1044 نظمیں

نظمیں

وزنِ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اوزان
  3. »مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
  4. »صائب / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 3732–گلی که از عرق شرم دیده بان دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3732

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3733–کناره گرد خطرهای بیکران دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3733

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3734–دل رمیده ما شکوه از وطن دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3734

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3735–ز خود گسسته چه پروای آن و این دارد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3735

13 اشعار

غزل شمارهٔ 3736–خوشم به باده گلگون که رنگ او دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3736

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3737–همین نه فاخته در سر هوای او دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3737

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3738–چه باده غنچه این باغ در سبو دارد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3738

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3739–گلی که بلبل ما برگ عیش ازو دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3739

17 اشعار

غزل شمارهٔ 3740–کسی که دل به خیال تو در گرو دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3740

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3741–درین محیط چو غواص هرکه ته دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3741

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3742–شراب روز دل لاله را سیه دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3742

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3743–خوشا کسی که ز عالم کناره ای دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3743

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3744–شکفتگی ز می ناب تازگی دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3744

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3745–صراحیی که دم صبح قلقلی دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3745

4 اشعار

غزل شمارهٔ 3746–به سینه هرکه تمنای نوگلی دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3746

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3747–خوش آن که از دو جهان گوشه غمی دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3747

آڈیو
8 اشعار

غزل شمارهٔ 3748–چه باک حسن ز چشم پر آب می دارد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3748

13 اشعار

غزل شمارهٔ 3749–چه باک دانه خال از گزند می دارد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3749

6 اشعار

غزل شمارهٔ 3750–سیه دل از غم دنیا خطر نمی دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3750

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3751–فسرده دل نفس خونچکان نمی دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3751

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3752–درین بهار به گلزار رفتنی دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3752

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3753–ز بیم خار خورد در لباس دایم خون

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3753

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3754–عذار نوخط دلدار دیدنی دارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3754

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3755–قدم به چشم من خاکسار نگذارد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3755

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3756–به گرد تربت روشندلان دلیر مگرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3756

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3757–چگونه جان ز تنم هجر سینه تاب برد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3757

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3758–بیاض گردن او دست من ز کار برد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3758

آڈیو
5 اشعار

غزل شمارهٔ 3759–ز زیر تیغ تغافل شکیب من جان برد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3759

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3760–تو آن نه ای که ره از خود بدر توانی برد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3760

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3761–خوش آن که چون گل ازین باغ خنده رو گذرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3761

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3762–فروغ روی تو چون از نقاب می گذرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3762

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3763–مرا به زخم زبان روزگار می‌گذرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3763

14 اشعار

غزل شمارهٔ 3764–صباح مستی و شام خمار می‌گذرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3764

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3765–ترا چه غم که شب ما دراز می‌گذرد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3765

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3766–ز خط صفا لب میگون یار پیدا کرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3766

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3767–همین نه چشم مرا روشن آن دلارا کرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3767

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3768–ز خط صفای دگر روی یار پیدا کرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3768

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3769–قدح به حوصله ما چه می تواند کرد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3769

5 اشعار

غزل شمارهٔ 3770–به اهل عشق نصیحت چه می تواند کرد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3770

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3771–حساب زخم دل ما که می تواند کرد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3771

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3772–سبکروی که ز سرپا نمی تواند کرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3772

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3773–وصال با من خونین جگر چه خواهد کرد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3773

16 اشعار

غزل شمارهٔ 3774–دمید صبح، هوای شراب باید کرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3774

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3775–رسید موسم گل ترک کار باید کرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3775

13 اشعار

غزل شمارهٔ 3776–ز بس که سنگ ملامت فلک به کارم کرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3776

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3777–ز خویشتن سفری اختیار خواهم کرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3777

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3778–نمی توان ز کرم منع باده خواران کرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3778

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3779–شکوفه مغز شعور مرا پریشان کرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3779

17 اشعار

غزل شمارهٔ 3780–نظر بر آن رخ چون آفتاب نتوان کرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3780

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3781–علاج غم به می خوشگوار نتوان کرد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3781

10 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 8
  6. 9
  7. 10
  8. ...
  9. 21
پچھلا صفحہاگلا صفحہ