صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3758غزل شمارهٔ 3758شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اربردصنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبیاض گردن او دست من ز کار بردبیاض خوش قلم از دست اختیار برد22نقل کریںبجز خط تو کز او چشمها شود روشنکه دیده گرد که از دیده ها غبار برد؟33نقل کریںبه خون کسی که تواند خمار خویش شکستچرا به میکده دردسر خمار برد؟44نقل کریںنشسته است به خون گرچه هیچ کس خون رامرا غبار ز دل سیر لاله زار برد55نقل کریںز ضعف تن به زمین نقش بسته ام صائبمگر مرا تپش دل به کوی یار برد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچگونه جان ز تنم هجر سینه تاب برد؟من آن نیم که مرا در فراق خواب بردصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3757اگلی نظمز زیر تیغ تغافل شکیب من جان بردمرا به رنجش بیجا ز جای نتوان بردصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3759◆آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچگونه جان ز تنم هجر سینه تاب برد؟من آن نیم که مرا در فراق خواب بردصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3757
اگلی نظمز زیر تیغ تغافل شکیب من جان بردمرا به رنجش بیجا ز جای نتوان بردصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3759