باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 2501نه همین بر قلب ایمان یا دل ما می‌زند

8 اشعار

غزل شمارهٔ 2502در گلستانی که بلبل جوش غیرت می زند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2503با دهان خشک هرکس خندهٔ تر می‌زند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2504هرکه دامن بر میان در چیدن گل می‌زند

5 اشعار

غزل شمارهٔ 2505با لب خاموش هر کس غوطه در خون می زند

6 اشعار

غزل شمارهٔ 2506چون ز تاب می رخت بر لاله پهلو می‌زند

7 اشعار

غزل شمارهٔ 2507شانه چون بر زلف خود آن عنبرین‌مو می‌زند

7 اشعار

غزل شمارهٔ 2508دامن آنها کز گران‌جانان دنیا می‌کشند

8 اشعار

غزل شمارهٔ 2509می پرستان در بهشت نقد ساغر می کشند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2510پرده پوشی عشق عالمسوز را پیدا کند

6 اشعار

غزل شمارهٔ 2511عشق شورانگیز اگر جا در دل خارا کند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2512هر که بال و پر چو سرو از همت والا کند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2513می به جرأت در قدح در پای خم مینا کند

8 اشعار

غزل شمارهٔ 2514پیش ابر نوبهاران چون صدف لب وا کند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2515آه ازان روزی که عاشق شکوه را سر وا کند

15 اشعار

غزل شمارهٔ 2516هر که چین منع از ابروی دربان وا کند

16 اشعار

غزل شمارهٔ 2517زلف مشکینت دهان شانه پر عنبر کند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2518عشق خوش سودا کف بی مغز را عنبر کند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2519رخنه سیل اشک من در سد اسکندر کند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2520چون به یاد آشیان مرغم صفیری سر کند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2521جلوه ای سرکن که خون از چشم بلبل سر کند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2522هر که قطع راه مطلب در رکاب دل کند

7 اشعار

غزل شمارهٔ 2523باطلان را گفتگوی حق اثر در دل کند

6 اشعار

غزل شمارهٔ 2524خط مگر با آن لب میگون مرا همدم کند

7 اشعار

غزل شمارهٔ 2525آسمان از برق آهم دست و پا را گم کند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2526تا به کی گرد کدورت زیر دیوارم کند؟

5 اشعار

غزل شمارهٔ 2527نیستم آتش که هر خاری به زنجیرم کند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2528مطربی خواهم که مست از نغمه سازم کند

8 اشعار

غزل شمارهٔ 2529صحبت روشن ضمیران جسمها را جان کند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2530دیده پرخون من گر این چنین طوفان کند

8 اشعار

غزل شمارهٔ 2531زلف مشکینت که خون در ساغر ایمان کند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 2532چون کسی در دل خیال آن کمر پنهان کند؟

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2533کی زلیخا را منور بوی پیراهن کند؟

7 اشعار

غزل شمارهٔ 2534بوی پیراهن زلیخا را کجا روشن کند؟

8 اشعار

غزل شمارهٔ 2535ناله آتش عنانم رخنه در گردون کند

7 اشعار

غزل شمارهٔ 2536کی گره باز از دل من باده گلگون کند؟

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2537ترک یاران کرده ای ای بیوفا، یار این کند؟

5 اشعار

غزل شمارهٔ 2538گرنه دل را زلف مشکینش نگهداری کند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2539هر که اوقات گرامی صرف خودسازی کند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2540زلف دلها را به دور خط نگهبانی کند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2541با خیال دوست هر کس مجلس آرایی کند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2542جذبه عاشق اثر در سنگ خارا می‌کند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2543سیل اشکم گوهر راز آشکارا می‌کند

5 اشعار

غزل شمارهٔ 2544هرکه آن لب‌های میگون را تماشا می‌کند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2545عشق جا در سینه های تنگ پیدا می کند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2546دل در آن زلف زره سان جای خود وا می کند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2547سیر چشمی خاک در چشم سخاوت می کند

6 اشعار

غزل شمارهٔ 2548آن که از اوضاع خود دایم شکایت می‌کند

6 اشعار

غزل شمارهٔ 2549مست ناز من ز ساغر تا لبی تر می‌کند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2550تشنه جانان را کجا سیراب ساغر می‌کند؟

13 اشعار