غزل شمارهٔ 2549

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رمیکند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
مست ناز من ز ساغر تا لبی تر می‌کند
1

مست ناز من ز ساغر تا لبی تر می‌کند

از لب میگون دو چندان می به ساغر می‌کند

2

بلبل از افغان رنگین سرخ دارد روی باغ

بوستان‌پیرا دهان غنچه پر زر می‌کند

3

صبح پیری کرد خواب غفلت ما را گران

بادبان بر کشتی ما کار لنگر می‌کند

4

آب روشن می‌کند ظاهر ضمیر خاک را

نغمه در دل هرچه می‌باشد مصور می‌کند

5

روی گردان زاهد از دنیا برای شهرت است

سکه از بهر روایی پشت بر زر می‌کند

6

از تلاش پایه رفعت شود دین پایمال

پشت بر محراب واعظ بهر منبر می‌کند

7

بس که افتاده است گیرا حرف شوق‌آمیز من

نامه من کار شاهین با کبوتر می‌کند

8

خواب مرگش را نسازد بستر بیگانه تلخ

در حیات آن دوربین کز خاک بستر می‌کند

9

درگذر از کشتن صائب که صید ناتوان

تیغ را دندانه از پهلوی لاغر می‌کند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور