Toggle stanza 1
می پرستان در بهشت نقد ساغر می کشند
1

می پرستان در بهشت نقد ساغر می کشند

دور گردان انتظار آب کوثر می کشند

2

خود حسابان از کتاب و از حساب آسوده اند

ساده لوحان انتظار صبح محشر می کشند

3

حسن را با بی سروپایان بود روی نیاز

ذره ها از پنجه خورشید ساغر می کشند

4

خامشان را هست در میخوارگی ظرف دگر

ماهیان از بی زبانی بحر بر سر می کشند

5

غافل از شیرینی گفتار خود افتاده اند

طوطیان از ساده لوحی ناز شکر می کشند

6

پاکبازانی که دست از رشته جان شسته اند

بی تکلف بحر را چون موج در بر می کشند

7

می رسانند از دل دریا به ساحل نامه ها

موجها گاهی زدست بحر اگر سر می کشند

8

چون صدف لب پیش ابر نوبهاران باز کن

کآبرو را با گهر اینجا برابر می کشند

9

حسن عالمسوز را بی پرده دیدن مشکل است

شعله رویان روغن از چشم سمندر می کشند

10

در ترازو عارفان را نیست صائب سنگ کم

کعبه و بتخانه را اینجا برابر می کشند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور