غزل شمارهٔ 2530

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: کند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
دیده پرخون من گر این چنین طوفان کند
1

دیده پرخون من گر این چنین طوفان کند

پنجه خورشید را سرپنجه مرجان کند

2

در تن خاکی چه بال و پر گشاید جان پاک؟

در سفال تشنه چون نشو و نما ریحان کند؟

3

می شود مطلق عنان نفس از وفور مال و جاه

عرض میدان اسب سرکش را سبک جولان کند

4

ز اشتیاق آن لب شکرفشان شد دل دو نیم

پسته را در پوست امید شکر خندان کند

5

جامه فانوس را بر پیکر سیمین شمع

دور باش غیرت پروانه ناچسبان کند

6

آبداری می کند شمشیر را خونریزتر

در لباس شرم خوبی بیشتر طوفان کند

7

زاهد از داغ محبت بی نصیب افتاده است

این تنور سرد هیهات است حفظ نازل کند

8

شعله را صائب به آسانی توان خس پوش کرد

نیست ممکن عشق سرکش را کسی پنهان کند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور