غزل شمارهٔ 2542
شاعر: صائب
Toggle stanza 1جذبه عاشق اثر در سنگ خارا میکند
جذبه عاشق اثر در سنگ خارا میکند
کوهکن معشوق خود از سنگ پیدا میکند
هرکه بر خود سخت گیرد کارهای سهل را
سنگ بهر شیشه هستی مهیا میکند
دامن همت به دست آور درین گلشن که سرو
طی راه عالم بالا به یک پا میکند
کار روشن گوهران هرگز نیفتد در گره
کشتی می بادبان از ابر پیدا میکند
دست ناشستن ز دنیا بیجگر دارد ترا
ورنه ماهی بستر و بالین ز دریا میکند
جمع میسازد دل صدپاره را سودای عشق
لاله از داغ درون شیرازه پیدا میکند
قهرمان عشق را آیین و رسم دیگرست
دار منصور از کلام راست برپا میکند
صحبت همتبلندان کیمیای دولت است
تاجبخشی ساغر از بالای مینا میکند
میتواند بر کمر زد دست در دیوان حشر
هرکه امروز از بصیرت کار فردا میکند
خامشی از هرزهگویان است در دیوان عشق
دل همان از سادهلوحی نامه انشا میکند
گر رگ خامی نباشد با جنونش دور نیست
روزگاری شد که صائب مشق سودا میکند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
بسکه بیروپت بهارم کلفت انشا میکند
چون حنا رنگ از گرانی سایه پیدا میکند
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1428
عاقبتدر حلقهٔآن زلف، دل جا میکند
عکس در آیینه راه شوخیی وامیکند
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1429
سیل اشکم گوهر راز آشکارا میکند
آنچه پنهان کردهام سیما هویدا میکند
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2543
هرکه آن لبهای میگون را تماشا میکند
چشم میپوشد ز حیرانی دهن وا میکند
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2544
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

