باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 2451سر و بالای تو فریاد از لب جو میکشد
5 اشعار
غزل شمارهٔ 2452از سر پر آرزو دل زردرویی می کشد
9 اشعار
غزل شمارهٔ 2453آن رخ گلرنگ می باید زصهبا بشکفد
9 اشعار
غزل شمارهٔ 2454حسرت از منقار خونآلود بلبل میچکد
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2455نه همین از حرف دردآلود من خون می چکد
9 اشعار
غزل شمارهٔ 2456از سر خاک شهیدان سبزه گلگون میدمد
8 اشعار
غزل شمارهٔ 2457شمع روشن شد چو اشک از دیده بینا فشاند
11 اشعار
غزل شمارهٔ 2458دست چون عیسی زدنیا پاک می باید فشاند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2459عمر رفت و خار خارش در دل بیتاب ماند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 2460هر که در زنجیر آن مشکین سلاسل ماند ماند
آڈیو
14 اشعارغزل شمارهٔ 2461از حجاب عشق دل از وصل او نومید ماند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 2462عاقبت در سینه ام دل از تپیدن بازماند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 2463مال رفت از دست و چشم خواجه در دنبال ماند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2464از غبار خط دهان تنگ او پوشیده ماند
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2465بدعت برگرد سرگشتن گر از پروانه ماند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 2466از هجوم اشک دل در چشم خونپالا نماند
5 اشعار
غزل شمارهٔ 2467از دیار مردمی دیار در عالم نماند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 2468حیف کز آیینه رویان پاکدامانی نماند
14 اشعار
غزل شمارهٔ 2469آبها آیینه سرو خرامان تواند
آڈیو
16 اشعارغزل شمارهٔ 2470اهل همت بحر را از خار و خس پل بسته اند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 2471خاکسارانی که همت بر تحمل بسته اند
5 اشعار
غزل شمارهٔ 2472از سر زانوی خود آیینه دارت داده اند
17 اشعار
غزل شمارهٔ 2473بهر قطع گفتگو تیغ زبانت داده اند
20 اشعار
غزل شمارهٔ 2474ناله ای گیراتر از چنگ عقابم داده اند
14 اشعار
غزل شمارهٔ 2475عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2476منت ایزد را که طبع بی نیازم داده اند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 2477ساده لوحانی که درد خود به درمان داده اند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2478از سپهر نیلگون خاکستر ما کرده اند
13 اشعار
غزل شمارهٔ 2479حُسن را پوشیده در خط چون عنبر کردهاند
15 اشعار
غزل شمارهٔ 2480خندهات را چاشنی از شیر و شکّر کردهاند
5 اشعار
غزل شمارهٔ 2481گوشهگیرانی که رو در خلوت دل کردهاند
13 اشعار
غزل شمارهٔ 2482خشم را روشندلان در حِلم پنهان کردهاند
11 اشعار
غزل شمارهٔ 2483گلرخان از خون ما رخساره گلگون کردهاند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 2484وقت جمعی خوش که دفتر را در آب افکنده اند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2485از لبش آنها که خود را در شراب افکنده اند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 2486شوخچشمان درد بیش و کم به دل افزودهاند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 2487دوربینانی که در پرداز دل کوشیدهاند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 2488تنپرستانی که در تضییع آب و دانهاند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2489از مروت نیست منع صوفی از ذکر بلند
آڈیو
9 اشعارغزل شمارهٔ 2490تا برون آمد به سیر ماه آن مشکین کمند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 2491پای رفتن از حریم او کجا دارد سپند؟
11 اشعار
غزل شمارهٔ 2492از دل سنگین لیلی کعبه جان ساختند
آڈیو
16 اشعارغزل شمارهٔ 2493در سر پرشور ما تا رنگ سودا ریختند
11 اشعار
غزل شمارهٔ 2494خانه آرایان ز تعمیر درون غافل شدند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 2495لاله ها از پرتو رخسار او گلگون شدند
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2496اهل همت جنس خواری را به عزت می خرند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 2497هر که بر دار فنا مردانه پشت پا زند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2498در دل شب هر که جامی از می احمر زند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2499ناله ممکن نیست از دلهای پرخون سرزند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 2500جام خالی غوطه در خُم بیمحابا میزند
10 اشعار

