Toggle stanza 1
از سر خاک شهیدان سبزه گلگون می‌دمد
1

از سر خاک شهیدان سبزه گلگون می‌دمد

چون نباشد لاله‌گون تیغی که از خون می‌دمد؟

2

سرکشی در آب و خاک مردم افتاده نیست

در زمین خاکساری دانه وارون می‌دمد

3

گر پریشان اختلاطی نیست لازم حسن را

هر سحرگه آفتاب از مشرقی چون می‌دمد؟

4

کوهکن هر کاسهٔ خونی که خورد از دست رشک

از مزارش در لباس لاله بیرون می‌دمد

5

ره ندارد جلوه آزادگی در کوی عشق

سرو اگر کارند اینجا بید مجنون می‌دمد

6

خاکدان دهر را طوفان اگر آبی دهد

تا به دامان جزا از خاک، قارون می‌دمد

7

داغ مجنون بیابان گرد دارد بر جگر

لاله‌ای کز سینه صحرا و هامون می‌دمد

8

نیست بی‌حسن ادا یک نقطه صائب شعر من

از زمین پاک من هر دانه موزون می‌دمد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور