Toggle stanza 1
ناله ممکن نیست از دلهای پرخون سرزند
1

ناله ممکن نیست از دلهای پرخون سرزند

چون شود لبریز جام، از وی صدا چون سرزند

2

از مزار ما حجاب آلودگان معصیت

سرو موزون در لباس بید مجنون سرزند

3

صلح می باید به روی تازه از حاصل کند

مصرعی چون سرو از هر کس که موزون سرزند

4

می توان تا در ته یک پیرهن با گنج بود

از ضمیر خاک هیهات است قارون سرزند

5

سبزه می آید به دشواری برون از زیر سنگ

از لب لعل تو حیرانم که خط چون سرزند

6

چون شراب پشت دار افزون شود کیفیتش

خط مشکین چون از آن لبهای میگون سرزند

7

بر کبودی می زند چون رنگ آتش صاف شد

ورنه خط زودست ازان رخسار گلگون سرزند

8

حسن خواهد مهربان شد بر سیه روزان خویش

چون ازان رخسار صائب خط شبگون سرزند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور