Toggle stanza 1
تا به کی گرد کدورت زیر دیوارم کند؟
1

تا به کی گرد کدورت زیر دیوارم کند؟

عشق کو تا از غم عالم سبکبارم کند

2

با خیال یار در یک پیرهن خوابیده ام

بر ندارد سر زبالین هر که بیدارم کند!

3

شد ز زنگ سینه من ناخن صیقل کبود

سعی خاکستر چه با آیینه تارم کند؟

4

چون رگ سنگ است از خواب گران مژگان من

سیلی دوران عجب دارم که بیدارم کند

5

عاشقان با درد از روز ازل خو کرده اند

درد بیدردی مگر صائب خبردارم کند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور