باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 6103مغز را آشفته می سازد دل پر شور من
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6104دست کوته کرد زلف یار از تسخیر من
14 اشعار
غزل شمارهٔ 6105بی اثر تا چند باشد ناله شبگیر من؟
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6106دل ز کاهش واصل آن یار جانی شد ز من
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6107بی نقاب آن چهره را دیدن نمی آید ز من
6 اشعار
غزل شمارهٔ 6108از جفای چرخ نالیدن نمی آید ز من
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6109بلبلم اما رسد بر لاله و گل ناز من
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6110چند آواز تو از بیرون رباید هوش من؟
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6111از هواداران شود دایم مکدر شمع من
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6112آه مظلوم است در بالا دوی ادراک من
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6113بس که دارد گرد کلفت چهره احوال من
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6114از گهر گرد یتیمی شست آب چشم من
13 اشعار
غزل شمارهٔ 6115سر نمی پیچد ز اشک لاله گون مژگان من
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6116نیست جز لخت جگر چیزی دگر بر خوان من
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6117با سیه چشمان بود بزم می گلگون من
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6118گر نخارد ناخن مرغان سر مجنون من
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6119پیش خونم شعله آتش سپر انداخته است
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6120اهل معنی گرچه خاموشند از تحسین من
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6121عشقبازی بود دایم در جهان آیین من
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6122می کند در پرده دل سیر دایم آه من
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6123چون زند دامان وحشت بر کمر سودای من
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6124بس که دارد ناتوانی ریشه در اعضای من
18 اشعار
غزل شمارهٔ 6125بس که شبها چین غم می چیند از ابروی من
5 اشعار
غزل شمارهٔ 6126می زند از گریه موج خوشدلی ابروی من
15 اشعار
غزل شمارهٔ 6127آن که ننشیند کنون از ناز در پهلوی من
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6128بر رخ کس نیست رنگ وحدتی در انجمن
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6129کی به سنگ از مغز مجنون می رود سودا برون؟
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6130عاصیان را گریه از شرم گناه آرد برون
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6131ناله را درد از دل افگار می آرد برون
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6132ناله نی از جگرها آه می آرد برون
5 اشعار
غزل شمارهٔ 6133خط سر از خال لب جانانه می آرد برون
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6134جان به صد داغ از تن خاکی سرشت آمد برون
6 اشعار
غزل شمارهٔ 6135دل چو گردد صاف آن مه بی حجاب آید برون
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6136حرف پوچی کز دهان اهل لاف آید برون
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6137شمع را شب تیغ روشن از نیام آید برون
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6138نیست ممکن پخته کس زین خاکدان آید برون
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6139چون ز طرف باغ آن سرو روان آید برون
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6140ساقی از میخانه عالمتاب می آید برون
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6141گوهر راز از دل بی تاب می آید برون
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6142غم ز محنت خانه من شاد می آید برون
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6143دشمن از غمخانه من شاد می آید برون
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6144آه کی از جان دردآلود می آید برون
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6145غم کجا از سینه بی غمخوار می آید برون؟
13 اشعار
غزل شمارهٔ 6146آه حسرت از دل پیران جهد بی اختیار
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6147پای ما تا از گل تعمیر می آید برون
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6148دل کجا از چنگ آن طناز می آید برون؟
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6149راز عاشق از لب خاموش می آید برون
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6150تا به عزم صید آن بیباک میآید برون
13 اشعار
غزل شمارهٔ 6151گر بنالم خون ز چشم سنگ میآید برون
16 اشعار
غزل شمارهٔ 6152چون خط از لعل لب آن ماه می آید برون
8 اشعار

