صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات

باب

غزلیات

نظمیں

غزلیات

  1. زندہ رود
  2. »امیرخسرو دهلوی
  3. »دیوان اشعار
  4. »غزلیات

غزل شمارهٔ 201–سرو بستان ملاحت قامت رعنای تست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 201

7 اشعار

غزل شمارهٔ 202–خرم آن چشمی که هر روزش نظر بر روی تست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 202

9 اشعار

غزل شمارهٔ 203–آن که زلف و عارض او غیرت روز و شب است

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 203

9 اشعار

غزل شمارهٔ 204–دل ز انعامت، مها، با التفاتی قانع است

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 204

7 اشعار

غزل شمارهٔ 205–شربت وصلت نجویم کار من خون خوردن ست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 205

9 اشعار

غزل شمارهٔ 206–هر مژه از غمزه خون ریز تو ناوک زنی ست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 206

9 اشعار

غزل شمارهٔ 207–تا خیال روی او را دیده در تب دیده است

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 207

7 اشعار

غزل شمارهٔ 208–تا خیال نقطه خالت سواد چشم ماست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 208

9 اشعار

غزل شمارهٔ 209–بی رخت از پا فتادم، بی لبت رفتم ز دست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 209

9 اشعار

غزل شمارهٔ 210–بس که زلف سرکشت در کار دلها در نشست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 210

8 اشعار

غزل شمارهٔ 211–ساقیا، می ده که امروزم سر دیوانگی ست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 211

9 اشعار

غزل شمارهٔ 212–خانه ام ویران شد از سودای خوبان عاقبت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 212

7 اشعار

غزل شمارهٔ 213–روزی از دست جفا آخر عنان بستانمت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 213

7 اشعار

غزل شمارهٔ 214–بی قرارم کرد زلف بی قرار کافرت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 214

9 اشعار

غزل شمارهٔ 215–عاشق سوخته دل زنده به جانی دگر است

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 215

8 اشعار

غزل شمارهٔ 216–در شب هجر که از روز قیامت بتر است

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 216

9 اشعار

غزل شمارهٔ 217–برگ ریز آمد و برگ گل و گلزار برفت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 217

9 اشعار

غزل شمارهٔ 218–رفتی از پیش من و نقش تو از پیش نرفت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 218

9 اشعار

غزل شمارهٔ 219–فتنه اهل نظر چون به جهان طلعت اوست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 219

6 اشعار

غزل شمارهٔ 220–ترک من دی به رهی مست و خرامان بگذشت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 220

8 اشعار

غزل شمارهٔ 221–شد هوا سرد، کنون موسم خرگاه کجاست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 221

13 اشعار

غزل شمارهٔ 222–بند جانم ز خم سلسله موی کسی ست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 222

11 اشعار

غزل شمارهٔ 223–کشته تیغ جفایت دل درویش من است

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 223

7 اشعار

غزل شمارهٔ 224–هر که را در سر زلف صنمی دسترسی است

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 224

7 اشعار

غزل شمارهٔ 225–یارب، اندر سر هر موی تو چندان چه خم است

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 225

9 اشعار

غزل شمارهٔ 226–روزگاریست که در خاطرم آشوب و فلانست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 226

7 اشعار

غزل شمارهٔ 227–عشق با جان بهم از سینه برون خواهد رفت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 227

7 اشعار

غزل شمارهٔ 228–تا ندانی ز دلم یار برون خواهد رفت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 228

7 اشعار

غزل شمارهٔ 229–باز شب آمد و خواب از سر من بیرون رفت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 229

9 اشعار

غزل شمارهٔ 230–باد نوروز چو دنباله جان ما داشت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 230

5 اشعار

غزل شمارهٔ 231–دوش لعل تو مرا تا به سحر مهمان داشت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 231

9 اشعار

غزل شمارهٔ 232–تا زید بنده غم عشق به جان خواهد داشت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 232

9 اشعار

غزل شمارهٔ 233–ساقیا، باده ده امروز که جانان اینجاست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 233

9 اشعار

غزل شمارهٔ 234–هر کس آنجا که می و شاهد و گلشن آنجاست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 234

7 اشعار

غزل شمارهٔ 235–گر بگویم که درون دل من پنهان چیست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 235

9 اشعار

غزل شمارهٔ 236–آنکه برده ست دلم زلف پریشان اینست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 236

7 اشعار

غزل شمارهٔ 237–یا رب، اندر دل خاک آن گل خندان چونست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 237

8 اشعار

غزل شمارهٔ 238–زلف شستش که به هر مو دل دیگر بسته ست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 238

6 اشعار

غزل شمارهٔ 239–ای خوش آن وقت که ما را دل بی غم بوده ست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 239

9 اشعار

غزل شمارهٔ 240–هر که راکن مکن هوش و خرد در کارست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 240

9 اشعار

غزل شمارهٔ 241–در سرم تا ز سر زلف تو سودایی هست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 241

9 اشعار

غزل شمارهٔ 242–ستمی کز تو کشد مرد، ستم نتوان گفت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 242

9 اشعار

غزل شمارهٔ 243–سر آن قامت چون سرو روان خواهم گشت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 243

8 اشعار

غزل شمارهٔ 244–خبری ده به من، ای باد که جانان چونست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 244

9 اشعار

غزل شمارهٔ 245–نه مرا خواب به چشم و نه مرا دل در دست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 245

7 اشعار

غزل شمارهٔ 246–شب و روز می بنالم ز جفای چشم مستت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 246

9 اشعار

غزل شمارهٔ 247–صفتی ست آب حیوان، زدهان نوشخندت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 247

9 اشعار

غزل شمارهٔ 248–منم و خیالبازی، شب و روز با جمالت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 248

8 اشعار

غزل شمارهٔ 249–اثری نماند باقی ز من اندر آرزویت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 249

آڈیو
9 اشعار

غزل شمارهٔ 250–گر چه سرو باغ را بالا خوش است

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 250

9 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
  5. 5
  6. 6
  7. ...
  8. 40
پچھلا صفحہاگلا صفحہ