صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 232

غزل شمارهٔ 232

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انخواهدداشت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تا زید بنده غم عشق به جان خواهد داشت

سر به خاک ره آن سرو روان خواهد داشت

2

ای پسر، عهد جوانیست، زکوتی می ده

روزگارت نه همه عمر جوان خواهد داشت

3

چشم و ابرو منما، زانکه بلا خواهد خاست

فتنه گر دست بدان تیر و کمان خواهد داشت

4

بوسه ده، لیک به پروانه آن غمزه مده

که ز شوخی همه عمرم به زیان خواهد داشت

5

می کشی خلق که از حسن خودم این سوداست

مکن این سود که روزیت زیان خواهد داشت

6

توبه کردی ز جفا، نیست مرا باور، ازانک

ناز خوبی و جوانیت بر آن خواهد داشت

7

گفتی، ار من بروم هیچ مرا یاد کنی

این حکایت به کسی گوی که جان خواهد داشت

8

عشق را گفتم، دل راز نهان می دارد

گفت، من دانم و او، چند نهان خواهد داشت

9

خسروا، از تو چرا صبر گریزانست چنین؟

چند ازین واقعه خود را به کران خواهد داشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دوش لعل تو مرا تا به سحر مهمان داشت

مرده هجر ز بوی تو همه شب جان داشت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 231

اگلی نظم

ساقیا، باده ده امروز که جانان اینجاست

سر گلزار نداریم که بستان اینجاست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 233

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور