صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 233

غزل شمارهٔ 233

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اناینجاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ساقیا، باده ده امروز که جانان اینجاست

سر گلزار نداریم که بستان اینجاست

2

دگرم نقل و شرابی نبود، گو کم باش

گریه تلخ و شکر خنده پنهان اینجاست

3

ناله چندین مکن، ای فاخته، کامشب در باغ

با گلی ساز که آن سرو خرامان اینجاست

4

هم ز در باز رو، ای باد و نسیم گل را

باز بر باز که آن غنچه خندان اینجاست

5

یار در سینه و من در سکرات اجلم

دست در سینه من سای و ببین جان اینجاست

6

خواه، ای جان، برو و خواه همی باش که من

مردنی نیستم امروز که جانان اینجاست

7

ای مگس، چند به گرد لب آن مست پری

کنجهای دهنش بین شکرستان اینجاست

8

خنده ضایع مکن، ای کان نمک، در هر جای

پاره های جگر سوخته بریان اینجاست

9

سالها آن دل گم گشته که جستی، خسرو

هم همین جاش طلب، زلف پریشان اینجاست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا زید بنده غم عشق به جان خواهد داشت

سر به خاک ره آن سرو روان خواهد داشت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 232

اگلی نظم

هر کس آنجا که می و شاهد و گلشن آنجاست

من همانجا که دل گشمده من آنجاست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 234

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور