صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 231

غزل شمارهٔ 231

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انداشت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

دوش لعل تو مرا تا به سحر مهمان داشت

مرده هجر ز بوی تو همه شب جان داشت

2

روی تو دیدم و شد درد فراموش مرا

سینه کز ناوک هجرت به جگر پیکان داشت

3

دل من، گر چه به بیداد شد از زلف تو تنگ

ملک او شد که ز سلطان رخت فرمان داشت

4

باز با زلف تو بدخو شد و اینک پس ازین

دل دیوانه به زنجیر نگه نتوان داشت

5

سوزش سینه من دید و کنارم نگرفت

که هنوز این تن بد روز تب هجران داشت

6

ای که گویی تو که در پیش صنم سجده چه شد

این بدان گوی که آن دم خبر از ایمان داشت

7

جان که از کوی تو بگریخت شبش خوش بادا

جای او یار نگهداشت که جای آن داشت

8

نظری کردم و دزدیده مرا جان بخشید

کز رقیبان خنک دزدی من پنهان داشت

9

خسرو امشب شرف بندگی جانان یافت

مگس امروز سر مایده سلطان داشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

باد نوروز چو دنباله جان ما داشت

دل ما را اثری بوی کسی شیدا داشت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 230

اگلی نظم

تا زید بنده غم عشق به جان خواهد داشت

سر به خاک ره آن سرو روان خواهد داشت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 232

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شب‌که طاووس مرا شوق تو بال‌افشان داشت

یک جهان چشم به هم برزدن مژگان داشت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 825

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور