صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 229

غزل شمارهٔ 229

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ونرفت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

باز شب آمد و خواب از سر من بیرون رفت

تا شبم چون گذرد، روز ندانم چون رفت

2

مونسم نیست به جز گوشه غم بی تو، از آنک

هر که آمد ز پی دیدن من محزون رفت

3

سر به بالین ننهادم ز فراق تو شبی

که نه تا روز به بالین ز دو چشمم خون رفت

4

این نثاریست که جز خاک قبولش نکند

بر درت هر چه ازین دیده در مکنون رفت

5

دو خداوند به یک خانه موافق نبود

تو درون آمدیم در دل و جان بیرون رفت

6

من نه تنهایم در عهد تو بیدل مانده

که دل شهری ازان نرگس پر افسون رفت

7

مرگ فرهاد نه آن بود هلاک شیرین

که برایشان ز جدایی غم و درد افزون رفت

8

کشتن این بود که شیرین سوی فرهاد گذشت

مردن آن بود که لیلی به سر مجنون رفت

9

همه را داغ کند یا رب و در او نرسد

یا رب خسرو کز دست تو بر گردون رفت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا ندانی ز دلم یار برون خواهد رفت

گر چه بر من ستم از شرح فزون خواهد رفت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 228

اگلی نظم

باد نوروز چو دنباله جان ما داشت

دل ما را اثری بوی کسی شیدا داشت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 230

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور