صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 221

غزل شمارهٔ 221

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اهکجاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

شد هوا سرد، کنون موسم خرگاه کجاست

باده روشن و رخساره دلخواه کجاست

22

آتش اینک دل و می گریه خونین، تن من

خرگه گرم، ولی ماه سحرگاه کجاست

33

دی همی رفت و ز بس دیده که غلتید به خاک

گفت، یا رب که کجا پای نهم، راه کجاست

44

هر شب، ای دیده که بر چرخ ستاره شمری

جان من عزم سفر کرد، بگو راه کجاست

55

من برآنم ز زنخدانت که بر چاه افتم

یک زمان ترک زنخ گیر، بگو راه کجاست

66

ماه من کور شد این دیده زبیداری شب

آخر از زلف نپرسی که سحرگاه کجاست

77

دی همی رفت و زبس دیده که غلتید به خاک

گفت، یارب که کجا پای نهم، راه کجاست

88

هر شب، ای دیده که بر چرخ ستاره شمری

جان من عزم سفر کرد، بگو راه کجاست

99

من برآنم ز زنخدانت که بر چاه افتم

یک زمان ترک زنخ گیر، بگو راه کجاست

1010

ماه من کور شد این دیده زبیداری شب

آخر از زلف نپرسی که سحرگاه کجاست

1111

گفتی از طره کوته شب تو روز کنم

ای بریده سرم آن طره کوتاه کجاست

1212

پیش ازین کردمی از آه دل خود خالی

دل کزان مانده کنون طاقت آن آه کجاست

1313

عزم ره دارد خسرو ز پی توبه عشق

توشه اینک غم دل، بارگه شاه کجاست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ترک من دی به رهی مست و خرامان بگذشت

حال چندین دل آسوده ز سامان بگذشت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 220

اگلی نظم

بند جانم ز خم سلسله موی کسی ست

زخم جانم ز کمان خانه ابروی کسی ست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 222

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور