صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اوزان
  2. »مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
  3. »صائب / دیوان اشعار

وزن کے تحت کتاب

وزنِ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف وزنِ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) میں آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

1044 نظمیں

نظمیں

وزنِ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اوزان
  3. »مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
  4. »صائب / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 5762–هوالغفور ز جوش شراب می‌شنوم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5762

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5763–پیام دوست ز باد بهار می‌شنوم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5763

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5764–شدند جمع دل و زلف از آشنایی هم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5764

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5765–نه می به جام و نه گل در کنار می‌خواهم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5765

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5766–کجاست باده که ناموس را به آب دهم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5766

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5767–به مهر داغ رسیده است جمله اعضایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5767

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5768–به اشک درد دل خود نوشته سر دادیم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5768

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5769–به دوست پی زدل خونچکان خود بردیم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5769

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5770–ز میوه گرچه درین بوستان سبکباریم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5770

16 اشعار

غزل شمارهٔ 5771–چو گل به ظاهر اگر خنده در دهان داریم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5771

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5772–عنان گسسته تر از سیل در بیابانیم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5772

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5774–ز بحر کسب هوا چند چون حباب کنیم؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5774

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5775–ز بوستان تو عشق بلند می گویم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5775

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5776–چو خامه نیست ز من هر سخن که می گویم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5776

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5777–جنون کجاست که دستی به کار بگشاییم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5777

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6303–حذر کن از عرق روی لاله رخساران

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6303

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6304–به شکر این که نه ای، ای صراحی از دوران

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6304

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6305–هلال سیل فنایند خانه پردازان

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6305

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6306–خمار سوخت مرا ساقیا شراب رسان

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6306

14 اشعار

غزل شمارهٔ 6307–صدای پا نبود در خرام درویشان

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6307

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6308–مخور ز حرف خنک بر دماغ سوختگان

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6308

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6309–دل دو نیم بود ذوالفقار زنده دلان

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6309

17 اشعار

غزل شمارهٔ 6310–اگر چه خاک کند کشته از نظر پنهان

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6310

15 اشعار

غزل شمارهٔ 6311–نمی شود سخن راست در دهان پنهان

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6311

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6312–زهی ز صافی چشم تو چشم جان روشن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6312

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6313–به آه گرم ز خود پاک می توان رفتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6313

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6314–سخن ز مهر و وفا با تو بی وفا گفتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6314

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6315–به درد و داغ توان گشت کامیاب سخن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6315

18 اشعار

غزل شمارهٔ 6316–گشوده است در فیض رخنه دیوار

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6316

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6317–خوش است مشق قناعت ز بوریا کردن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6317

14 اشعار

غزل شمارهٔ 6318–ز دور تا بتوان سیر گلستان کردن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6318

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6319–گرفتم این که نظر باز می توان کردن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6319

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6320–ز عشق صبر تمنا نمی توان کردن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6320

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6321–خجل ز کوشش تدبیر بایدم بودن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6321

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6322–مرا که دست به خواب است وقت گل چیدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6322

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6323–زکات صحت جسم است خسته پرسیدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6323

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6324–خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6324

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6325–ز سینه غم به می ناب می توان چیدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6325

5 اشعار

غزل شمارهٔ 6326–مباش درصدد بی شمار خندیدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6326

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6327–مکن تعجب اگر شد چراغ ما روشن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6327

6 اشعار

غزل شمارهٔ 6328–چنان که سرمه سواد نظر کند روشن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6328

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6329–ز نور شمع چه مقدار جا شود روشن؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6329

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6330–مرا ز لاله چراغ نظر شود روشن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6330

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6331–رواق چرخ شد از شمع کلک من روشن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6331

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6332–نظر به زلف و خط آن بهشت سیما کن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6332

14 اشعار

غزل شمارهٔ 6333–به آب و گل چه فرو رفته ای نظر وا کن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6333

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6334–شکوه عشق جهانگیر را تماشا کن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6334

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6335–حضور می طلبی سینه را مصفا کن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6335

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6336–بپوش چشم ز وضع جهان و عشرت کن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6336

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6337–دمید صبح، سر از خواب بیخودی برکن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6337

13 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 19
  6. 20
  7. 21
پچھلا صفحہاگلا صفحہ