صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6309

غزل شمارهٔ 6309

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارزندهدلان

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

دل دو نیم بود ذوالفقار زنده دلان

که را بود جگر کارزار زنده دلان؟

2

چراغ روز بود، آفتاب عالمتاب

نظر به دیده شب زنده دار زنده دلان

3

ز سردمهری باد خزان نبازد رنگ

گل همیشه بهار عذار زنده دلان

4

گذشتن از دو جهان گام اولین باشد

به پای همت چابک سوار زنده دلان

5

نظر به نعمت الوان سیه نمی سازند

بود به خون دل خود مدار زنده دلان

6

ز بی نیازی همت نیاورند به چشم

اگر کنند و دعالم نثار زنده دلان

7

خزان مرده دلان گر بود ز بی برگی

ز برگریز بود نوبهار زنده دلان

8

ز بر گرفتن بارست و برفشاندن برگ

درین شکفته چمن برگ و بار زنده دلان

9

به بحر ناشده واصل، روان بود سیلاب

سکون مجو ز دل بی قرار زنده دلان

10

مبین به چشم حقارت، که سبزی فلک است

ز ریزش مژه اشکبار زنده دلان

11

سیاهی از دل شبهای تار می خیزد

چو صبح از نفس بی غبار زنده دلان

12

اگر ز سنگ بود میوه، پخته می گردد

ز گرمی نفس شعله بار زنده دلان

13

به جز گرفتن عبرت دگر غزالی نیست

درین قلمرو وحشت، شکار زنده دلان

14

برآورد ز گریبان آسمانها سر

سری که خاک شود در گذار زنده دلان

15

شبی که از سر غفلت به خواب صرف شود

چو خون مرده نیاید به کار زنده دلان

16

ز روشنی است که اهل سؤال بعد از مرگ

چراغ می طلبند از مزار زنده دلان

17

ز سیل حادثه صائب نمی شود هرگز

صدا بلند ز کوه وقار زنده دلان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مخور ز حرف خنک بر دماغ سوختگان

حذر کن از دل پر درد و دماغ سوختگان

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6308

اگلی نظم

اگر چه خاک کند کشته از نظر پنهان

ز کشتگان تو شد خاک سر به سر پنهان

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6310

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور