صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6316

غزل شمارهٔ 6316

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: دادن

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گشوده است در فیض رخنه دیوار

به باغبان چه ضرورست دردسر دادن؟

2

صدف ز دیده دریانژاد من دارد

ز ابر آب گرفتن، عوض گهر دادن

3

کمینه بازی مژگان خونفشان من است

عنان چو موج به دریای پر خط دادن

4

چو سایه سرو نهاده است سر به دنبالش

که یاد گیرد ازو پیچش کمر دادن

5

ترا که نامه بری هست چون فغان صائب

چه لازم است کتابت به نامه بر دادن؟

6

به رنگ بی جگران رگ به نیشتر دادن

بود به دشمن خونخوار خود جگر دادن

7

به قیمت گل و می ده اگر زری داری

که بهترین هنرهاست زر به زر دادن

8

گل سر سبد بوستان خلق من است

چو نخل سنگ بر سر خوردن و ثمر دادن

9

ز پرفشانیم ای شمع رو چه می تابی؟

به من نخست نبایست بال و پر دادن

10

چه طعن لغزش مستانه می زنی بر من؟

به من ز دور نبایست بیشتر دادن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به درد و داغ توان گشت کامیاب سخن

به قدر گریه و آه است آب و تاب سخن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6315

اگلی نظم

خوش است مشق قناعت ز بوریا کردن

به خواب، مخمل بی درد را رها کردن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6317

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور