صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6324

غزل شمارهٔ 6324

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: یدن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن

به روی سبزه و گل همچو آب غلطیدن

2

جهان بهشت شد از نوبهار، باده بیار

که در بهشت حلال است باده نوشیدن

3

کنون که شیشه می مالک الرقاب شده است

ز عقل نیست سر از خط جام پیچیدن

4

دو نعمت است که بالاترین نعمتهاست

شراب خوردن و در پای یار غلطیدن

5

پیاله از کف ساقی به ناز می گیرم

درین بهار که دارد دماغ گل چیدن؟

6

به غیر عشق که هر روز سخت تر گردید

کدام کار که آسان نشد به ورزیدن؟

7

لباس شهرت شمع است جامه فانوس

به راز عشق محال است پرده پوشیدن

8

به اشک و آه اگر دسترس بود صائب

خوش است دامن شب را به دست پیچیدن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زکات صحت جسم است خسته پرسیدن

نگاهبانی عمرست پیش پا دیدن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6323

اگلی نظم

ز سینه غم به می ناب می توان چیدن

گل نشاط ازین آب می توان چیدن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6325

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن

منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 393

میان باغ حرام است بی تو گردیدن

که خار با تو مرا به که بی تو گل چیدن

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 465

مرا که دست به خواب است وقت گل چیدن

چه دل گشایدم از گرد باغ گردیدن؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6322

زکات صحت جسم است خسته پرسیدن

نگاهبانی عمرست پیش پا دیدن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6323

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور