صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5766

غزل شمارهٔ 5766

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ابدهم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

کجاست باده که ناموس را به آب دهم

وداع هوش کنم، عقل را جواب دهم

2

من از نسیم چمن بیخودم چو شبنم گل

مگر پیاله خود را به آفتاب دهم

3

به این شکسته زبانی، اگر ضرور شود

زبان تیر و لب تیغ را جواب دهم

4

مرا که چشمه حیوان ز سینه می جوشد

چرا عنان به کف موجه سراب دهم؟

5

چو من ز پرتو مهتاب شیر مست شدم

چه لازم است که دردسر شراب دهم؟

6

به چشم بوسه زدن چون فراق می آرد

چگونه بوسه بر آن حلقه رکاب دهم؟

7

کجاست جرأت ، اگر صحبت اتفاق افتد

که یک پیاله به دست تو بی حجاب دهم

8

مرا که پرتو خورشید می برد به شتاب

نظر چگونه چو شبنم ز گلشن آب دهم؟

9

ربوده است نظر بازی خیال، مرا

من آن نیم که گریبان به دست خواب دهم

10

چو نیست یک دل بیدار در جهان صائب

همان به است که من نیز تن به خواب دهم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نه می به جام و نه گل در کنار می‌خواهم

تبسمی ز لب لعل یار می‌خواهم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5765

اگلی نظم

به مهر داغ رسیده است جمله اعضایم

ز پای تا به سر خویش چشم بینایم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5767

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور