صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »امیرخسرو دهلوی / دیوان اشعار

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں امیرخسرو دهلوی کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

1994 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں امیرخسرو دهلوی کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »امیرخسرو دهلوی / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 401–بیا که دل بشد از انتظار آمدنت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 401

9 اشعار

غزل شمارهٔ 402–چه وزن ماه سما را برابر رویت

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 402

7 اشعار

غزل شمارهٔ 403–به خود مبین که چو روی من آفتابی هست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 403

10 اشعار

غزل شمارهٔ 404–رخش بدیدم و گفتم که بوستان این است

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 404

12 اشعار

غزل شمارهٔ 405–دو زلف تو که سر اندر زمین رسانیده‌ست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 405

5 اشعار

غزل شمارهٔ 406–ای داشته به سر ز رعونت کلاه کج

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 406

7 اشعار

غزل شمارهٔ 407–توانگری به دل است، ای گدای با صد گنج

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 407

13 اشعار

غزل شمارهٔ 408–به غیر جام دمادم مجوی همدم هیچ

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 408

9 اشعار

غزل شمارهٔ 409–ای دستت از نگار سفید و سیاه و سرخ

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 409

5 اشعار

غزل شمارهٔ 410–ز من در هجر او هردم فغان زار می‌آید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 410

11 اشعار

غزل شمارهٔ 411–شد از عشقت دلم خون و جگر افگار و جان بر باد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 411

8 اشعار

غزل شمارهٔ 412–ندانم تا چه باد است این که از گلزار می‌آید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 412

7 اشعار

غزل شمارهٔ 413–نگارم در گلستان رفت و خارم پیش می‌آید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 413

5 اشعار

غزل شمارهٔ 414–صبا می‌جنبد و آن مست ما را خواب می‌آید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 414

10 اشعار

غزل شمارهٔ 415–زمستان می‌رود، ایام گل‌ها پیش می‌آید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 415

9 اشعار

غزل شمارهٔ 416–مگر غنچه ز روی یار من شرمنده می‌آید؟

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 416

8 اشعار

غزل شمارهٔ 417–مرا باز از طریق ساقی خود یاد می‌آید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 417

10 اشعار

غزل شمارهٔ 418–چه شد کان سرو سیم‌اندام سوی من نمی‌آید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 418

11 اشعار

غزل شمارهٔ 419–به گل گشت چمن چون گلستان من برون آید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 419

9 اشعار

غزل شمارهٔ 420–چه فرخ ساعتی باشد که یار از در درون آید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 420

9 اشعار

غزل شمارهٔ 421–مبادا کز شکار آن خیره کش یکسر درون آید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 421

8 اشعار

غزل شمارهٔ 422–سحرگاهان که باد از سوی گل عنبرفشان آید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 422

7 اشعار

غزل شمارهٔ 423–مرا هر شب زدیده خون دل غلتان فرود آید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 423

10 اشعار

غزل شمارهٔ 424–که می آید چنین، یارب، مگر مه بر زمین آمد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 424

9 اشعار

غزل شمارهٔ 425–پس از ماهیم دوش از وعده دیدار خواب آمد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 425

7 اشعار

غزل شمارهٔ 426–نه از نقاش چین هرگز چنین صورتگری آمد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 426

6 اشعار

غزل شمارهٔ 427–چه پنداری که من از عاشقی بیگانه خواهم شد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 427

9 اشعار

غزل شمارهٔ 428–به پیران سر به کوی عاشقی رندانه خواهم شد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 428

7 اشعار

غزل شمارهٔ 429–من از جور و جفای دلبران دیوانه خواهم شد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 429

5 اشعار

غزل شمارهٔ 430–مرو زینسان که هر سو جامه جان چاک خواهد شد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 430

9 اشعار

غزل شمارهٔ 431–شبی، ای باد، سوی آن رخ گلگون نخواهی شد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 431

7 اشعار

غزل شمارهٔ 432–سخن می گفتم از لبهاش در کامم زبان گم شد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 432

9 اشعار

غزل شمارهٔ 433–ز عارض، طره بالا کن که کار خلق در هم شد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 433

9 اشعار

غزل شمارهٔ 434–کسی را کاین چنین زلف و بناگوش آن چنان باشد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 434

9 اشعار

غزل شمارهٔ 435–ترا از وجه دل بردن ورای حسن آن باشد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 435

6 اشعار

غزل شمارهٔ 436–مرا تا آشنایی با بتان دل ربا باشد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 436

6 اشعار

غزل شمارهٔ 437–مبارک بامدادی کان جمال اندر نظر باشد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 437

9 اشعار

غزل شمارهٔ 438–سخن در پرده می گویی، زبان دانی همین باشد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 438

6 اشعار

غزل شمارهٔ 439–خوشم کردی به دشنامی توقع بیش می‌باشد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 439

9 اشعار

غزل شمارهٔ 440–به چشمم تا خیال لعل آن قصاب می‌گردد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 440

5 اشعار

غزل شمارهٔ 441–هنوزت ناز گرد چشم خواب‌آلود می‌گردد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 441

7 اشعار

غزل شمارهٔ 442–همه شب در دلم آن کافر خونخوار می‌گردد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 442

9 اشعار

غزل شمارهٔ 443–کسی کش چون تویی در دل همه شب تا سحر گردد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 443

8 اشعار

غزل شمارهٔ 444–سپهر هفتمین کانجا بسی برج روان گردد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 444

9 اشعار

غزل شمارهٔ 445–دلم را گاه آن آمد که کام از عیش برگیرد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 445

6 اشعار

غزل شمارهٔ 446–بسند است آنکه زلف بناگوشت علم گیرد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 446

8 اشعار

غزل شمارهٔ 447–خوشم کاب دو چشم من همه روی زمین گیرد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 447

9 اشعار

غزل شمارهٔ 448–سوار چابک من باز عزم لشکری دارد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 448

9 اشعار

غزل شمارهٔ 449–مه روزه رسید و آفتابم روزه می دارد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 449

8 اشعار

غزل شمارهٔ 450–اگر آن جادوی خونخواره نرگس در فسون آرد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 450

8 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 8
  6. 9
  7. 10
  8. ...
  9. 40
پچھلا صفحہاگلا صفحہ