صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 414

غزل شمارهٔ 414

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ابمیاید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

صبا می‌جنبد و آن مست ما را خواب می‌آید

که از دم‌های سرد من جهان بی‌تاب می‌آید

2

ازان مهتاب جان‌افروز کان شب بود مهمانم

جهان تیره‌ست بر من چون شب مهتاب می‌آید

3

من اینجا زار می‌سوزم به تاریکی و تنهایی

وه، ای همسایه غافل، تو را چون خواب می‌آید

4

غم لیلی جز از جان دست شستن می‌نفرماید

نه بیهوده‌ست کاندر چشم مجنون خواب می‌آید

5

گریبانم مگیر، ای محتسب، چون می‌ْپرستم من

کزین دامان تر بوی شراب ناب می‌آید

6

شبانگه بر سرم بگذشت و چشمش تر شد، ای قربان

چه بخت است این که رحمت در دل قصاب می‌آید

7

نبینی دامن، ای زاهد، نگویی تلخم، ای واعظ

که آن دردی‌کیش دیرینه در محراب می‌آید

8

خرامیدن نگه کن آن بهشتی را که پنداری

ز جوی انگبین سیلی‌ست کز جلاب می‌آید

9

فرو پوشید جان‌ها را که آن بی‌مهر می‌بیند

نگه دارید دل‌ها را که آن قلاب می‌آید

10

همه ناز است و شوخی و کرشمه، خسروا، دل نه

که بهر کشتنت با این همه اسباب می‌آید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نگارم در گلستان رفت و خارم پیش می‌آید

ز خارا هم کنون بر من هزاران نیش می‌آید

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 413

اگلی نظم

زمستان می‌رود، ایام گل‌ها پیش می‌آید

ز باد صبح ما را بوی آن بدکیش می‌آید

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 415

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گر از نظاره خورشید در چشم آب می‌آید

ز روی لاله‌رنگش در نظر خوناب می‌آید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3192

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور