صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 415

غزل شمارهٔ 415

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: یشمیاید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

زمستان می‌رود، ایام گل‌ها پیش می‌آید

ز باد صبح ما را بوی آن بدکیش می‌آید

2

صبا می‌جنبد و بازم پریشان می‌کند از سر

دل بدبخت اگر وقتی به حال خویش می‌آید

3

رسید ایام گل وان شوخ خواهد رفت در بستان

از آن روزی که می‌ترسیدم اینک پیش می‌آید

4

سر دیوانگی را مژده ده، ای سنگ بدنامی

که باز آن فتنه بهر عقل دوراندیش می‌آید

5

ازین خرمن نماند کاه و برگی، مگری، ای دیده

که بیش است آتشم هرچند باران بیش می‌آید

6

چه غم می‌داردت، بخرام خوش‌خوش، جان من، چندان

رها کن تا نمک بر سینه‌های ریش می‌آید

7

به جان زن تیر نه بر دیده تا این یک دم باقی

کنم نظاره‌ای تا از کدامین کیش می‌آید

8

مکن نازی که می‌خواهد برای تیربارانت

در آن حضرت کجا یاد دل درویش می‌آید؟

9

نیارد برد نام لب، به دزدی غمزه زن گه‌گه

که خسرو نه ز بهر نوش، بهر نیش می‌آید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

صبا می‌جنبد و آن مست ما را خواب می‌آید

که از دم‌های سرد من جهان بی‌تاب می‌آید

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 414

اگلی نظم

مگر غنچه ز روی یار من شرمنده می‌آید؟

که با چندان نکورویی نقاب افگنده می‌آید

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 416

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نگارم در گلستان رفت و خارم پیش می‌آید

ز خارا هم کنون بر من هزاران نیش می‌آید

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 413

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور