صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 439

غزل شمارهٔ 439

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: یشمیباشد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خوشم کردی به دشنامی توقع بیش می‌باشد

به حق آن که در ذکرت زبانم ریش می‌باشد

2

به بازی گویی‌ام گه‌گه که سویم باز کن چشمی

کسی را این بگو کِش دیده وقتی پیش می‌باشد

3

ندانم تا چه سان بیرون روی از جان مشتاقان

که هر چِت پیش می‌بینم تمنا بیش می‌باشد

4

گه از لب شربتی ندهی، به کشتن همی نمی‌ارزم

چرا در کارهات آخر چنین فرویش می‌باشد؟

5

مرا گویند بر جا دار دل، تا کی پریشانی

کجا این دل که من دارم به جای خویش می‌باشد؟

6

برو، ای جان ناخشنود، کاین‌ها نیست جا اکنون

که بدخو پادشاهی در دل درویش می‌باشد

7

برهمن را بت اندر خانه باشد، من بتر زویم

که بت پوشیده در جان من بدکیش می‌باشد

8

کجا آن بخت دارد کآرزویش در کنار آید؟

گدایی کو شبی تا روز کج‌اندیش می‌باشد

9

ز غیرت سوختم، ای جان، مزن بر دیگران غمزه

که خسرو را همیشه در جگر این ریش می‌باشد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سخن در پرده می گویی، زبان دانی همین باشد

دلم از غمزه می جویی، فسون خوانی همین باشد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 438

اگلی نظم

به چشمم تا خیال لعل آن قصاب می‌گردد

دمادم در اشک من به خون ناب می‌گردد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 440

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دل بی‌آرزو آسوده از تشویش می‌باشد

به قدر آرزو دل‌های مردم ریش می‌باشد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3115

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور