صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 443

غزل شمارهٔ 443

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: رگردد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

کسی کش چون تویی در دل همه شب تا سحر گردد

تعالی الله چگونه خونش اندر چشم تر گردد

2

که گوید حال من پیشت، کجا یاد آورد سلطان؟

ز سرگشته گدایی کو به خواری در به در گردد

3

بیابان گیرم از غم هر دم و مهمانی زاغان

که از خونهای چشمم روی صحرا پر جگر گردد

4

خیالت گر در آب آید کند آب حیات آن را

بدانگونه که هم در وی خیالت جانور گردد

5

گل رویت نزارم کرد زان گونه که این تن را

اگر آسیب بوی گل رسد، زیر و زبر گردد

6

اگر نازم به وصل، آخر نگاهی سوی مسکینی

نظر بازی رها کن تا مقابل باز برگردد

7

سیه روزی چو من کی روشنی بیند چنین، کاینک

شبم تاریک و از دود دلم تاریک تر گردد

8

سرت گردیده خسرو بر سر کوی تو سر گردان

بدین حیلت مگر با عاشقانت سر به سر گردد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

همه شب در دلم آن کافر خونخوار می‌گردد

حریر بسترم در زیر پهلو خار می‌گردد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 442

اگلی نظم

سپهر هفتمین کانجا بسی برج روان گردد

به هر برجی خیالی ده که خورشید روان گردد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 444

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

همین دنیاست کانجامش قیامت پرده‌در گردد

دمد پشت ورق از صفحه هنگامی‌که برگردد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 942

زدندان ریختن عقد سخن زیر و زبرگردد

کف افسوس می گردد صدف چون بی گهر گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2817

مباد از باده آن لبهای خون آشام تر گردد

که تیغ از آبداری تشنه خون بیشتر گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2818

غم از سنگ ملامت نیست سرگرم محبت را

دو بالا خنده این کبک از کوه و کمر گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2819

در ایام تهیدستی فغان صاحب اثر گردد

ندارد ناله جانسوز چون نی پر شکر گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2820

مبادا دولت دنیا نصیب بد گهر گردد

که تیغ از آبداری تشنه خون بیشتر گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2821

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور