صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 448

غزل شمارهٔ 448

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ریدارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

سوار چابک من باز عزم لشکری دارد

دل من پار برد، امسال با جان داوری دارد

2

من اندر خاک میدانش لگدکوب ستم گشتم

هنوز آن شهسوار من سر جولانگری دارد

3

به هر لشکر که می آید ز من جان می برد، باری

که می گوید که این شیوه ز بهر دلبری دارد

4

مسلمانان، نگه دارید بی چاره دل خود را

که تیرانداز من مست است و کیش کافری دارد

5

ندارم آنچنان بختی که خواند بنده خویشم

غلام دولت آنم که با او چاکری دارد

6

تویی دیوانه اش، جانا، که داری سایه گیسو

دلم دیوانه تر از تو که آسیب پری دارد

7

مثل گر یک سخن با من بگوید عاقبت آن را

نیارد بر زبان و سرزنش چون بربری دارد

8

مرا چون می کشی، جانا، شفاعت می کند جانم

نمی گوید، مکش، اما سخن در لاغری دارد

9

به بدنامی برآمد نام خسرو از پی دیده

نه یک تر دامنی دارد که صد دامن تری دارد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خوشم کاب دو چشم من همه روی زمین گیرد

مبادا گرد غیری دامن آن نازنین گیرد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 447

اگلی نظم

مه روزه رسید و آفتابم روزه می دارد

چه سود از روزه کز گرمی جهانی را بیازارد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 449

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خیال خوش‌نگاهان باز با شوخی سری دارد

به خون من قیامت نرگسستان محضری دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1041

دگر هر ذره خاکم هوای کشوری دارد

سر آسوده مغزم با پریشانی سری دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2942

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور