صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 404

غزل شمارهٔ 404

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انایناست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

رخش بدیدم و گفتم که بوستان این است

لبش به خنده در آمد که قوت جان این است

22

سخن کشیدم ازان لب که در دهان تو چیست

شکر بریختن آمد که در دهان این است؟

33

دهان او به گمان افگند، یقین کردم

که کس یقین نکند آن دهان، گمان این است

44

گذر ز دیده گشادم میان باریکش

به پیچ پیچ در آمد که ریسمان این است

55

کمر گرفتم و گفتم که در میان چیزی ست

به پیچ زد سخنم را که در میان این است

66

بگفتمش که به خورشید بر توان رفت

نمود زلف مسلسل که ریسمان این است

77

به عجز چهره نمودم که رنگ رویم بین

به ناز خنده به من زد که زعفران این است

88

خطش بدیده ای، ای سبزه، بعد ازین گل را

به ریش خند بخندان که بوستان این است

99

جمال او به فلک عرضه کردم و خورشید

نمود چهره که پرکاله ای ازان این است

1010

زبان کشید که شمع بتان شدم، گفتم

هزارخانه به خود خواند کاسمان این است

1111

روان چو باد بدادی به بنده خسرو اسپ

چو باد اسپ دهی بخشش روان این است

1212

به نام نیک ترا عمر جاودان بادا

تو نام نیک طلب عمر جاودان این است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به خود مبین که چو روی من آفتابی هست

به من نگر که چو من در جهانی خرابی هست؟

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 403

اگلی نظم

دو زلف تو که سر اندر زمین رسانیده‌ست

به لاله بوی گل و یاسمین رسانیده‌ست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 405

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور