Section
Ghazaliyat
Poems
غزل شمارهٔ 1501عشق سرمایه تسکین دل زار من است
10 couplets
غزل شمارهٔ 1502سیل درمانده کوتاهی دیوار من است
9 couplets
غزل شمارهٔ 1503مانع مستی غفلت دل هشیار من است
12 couplets
غزل شمارهٔ 1504موج سنبل ز پریشانی پرواز من است
12 couplets
غزل شمارهٔ 1505شور دریای سخن از دل پر جوش من است
16 couplets
غزل شمارهٔ 1506نفس سوخته شمع سر بالین من است
8 couplets
غزل شمارهٔ 1507دخل و تحسین بجا باعث احیای من است
7 couplets
غزل شمارهٔ 1508تا جنون انجمن افروز دل خونین است
8 couplets
غزل شمارهٔ 1509عقل نخلی است خزان دیده که ماتم با اوست
12 couplets
غزل شمارهٔ 1510چشم بیدار چراغی است که در منزل اوست
9 couplets
غزل شمارهٔ 1511چشم پر خون، صدف گوهر یکدانه اوست
13 couplets
غزل شمارهٔ 1512شوق را شهپر توفیق سبکباری توست
7 couplets
غزل شمارهٔ 1513هر که دارد نظری واله زیبایی توست
12 couplets
غزل شمارهٔ 1514در کف هر که بود ساغر می، خاتم ازوست
7 couplets
غزل شمارهٔ 1515هر که از حمد تو خاموش نگردد دم ازوست
10 couplets
غزل شمارهٔ 1516بند و زندان گرامی گهران از جاه است
5 couplets
غزل شمارهٔ 1517هر قدم سست کی از وادی ما آگاه است؟
7 couplets
غزل شمارهٔ 1518عمر سرگرمی ارباب هوس کوتاه است
6 couplets
غزل شمارهٔ 1519نه همین مشک مرا خون جگر ساخته است
10 couplets
غزل شمارهٔ 1520که به سیب ذقنش چشم هوس دوخته است؟
8 couplets
غزل شمارهٔ 1521خط چرا در لب همچون شکرش سوخته است؟
15 couplets
غزل شمارهٔ 1522آن که در جام خضر آب بقا ریخته است
7 couplets
غزل شمارهٔ 1523هر طرف روی نهی باده جان ریخته است
11 couplets
غزل شمارهٔ 1524همچو زنجیر به هم ناله ما پیوسته است
14 couplets
غزل شمارهٔ 1525رگ جانها به دم تیغ عدم پیوسته است
10 couplets
غزل شمارهٔ 1526خط سبزی که به گرد لب جانان گشته است
8 couplets
غزل شمارهٔ 1527غنچه را چاک به دامن ز گریبان رفته است
7 couplets
غزل شمارهٔ 1528هر که از قافله کعبه جدا افتاده است
13 couplets
غزل شمارهٔ 1529خال زیر لب آن ماه لقا افتاده است
7 couplets
غزل شمارهٔ 1530آتش از خشکی مغزم به دماغ افتاده است
6 couplets
غزل شمارهٔ 1531هر که را می نگرم سوخته جان افتاده است
10 couplets
غزل شمارهٔ 1532از شکر خنده ات آتش به جهان افتاده است
11 couplets
غزل شمارهٔ 1533این نه غنچه است که گلزار به بار آورده است
10 couplets
غزل شمارهٔ 1534تا خط از لعل گهربار تو سر بر زده است
11 couplets
غزل شمارهٔ 1535آتشم در جگر از چهره گلرنگ زده است
7 couplets
غزل شمارهٔ 1536بس که مژگان تو بر دیده روشن زده است
7 couplets
غزل شمارهٔ 1537موج خط حلقه بر آن عارض گلگون زده است
11 couplets
غزل شمارهٔ 1538دل من تیره ز بسیاری گفتار شده است
9 couplets
غزل شمارهٔ 1539دل شب وصل تو از صبح مکدر شده است
9 couplets
غزل شمارهٔ 1540خاطر از سبحه و زنار مکدر شده است
12 couplets
غزل شمارهٔ 1541نه همین دل ز لب لعل تو پر شور شده است
8 couplets
غزل شمارهٔ 1542روح را جسم گران مانع شبگیر شده است
7 couplets
غزل شمارهٔ 1543از رگ ابر، هوا سینه شهباز شده است
7 couplets
غزل شمارهٔ 1544آخر حسن تو از خط به از آغاز شده است
12 couplets
غزل شمارهٔ 1545دل به یک آه سراسر رو مژگان شده است
8 couplets
غزل شمارهٔ 1546دلم از کثرت پیکان تو آهن شده است
6 couplets
غزل شمارهٔ 1547صحن گلزار ز گل کاسه پر خون شده است
16 couplets
غزل شمارهٔ 1548نه ز خط حلقه بر اطراف رخت بسته شده است
10 couplets
غزل شمارهٔ 1549از تب رشک تو خورشید هلالی شده است
7 couplets
غزل شمارهٔ 1550از دل خم می گلرنگ به جام آمده است
9 couplets

