غزل شمارهٔ 1501
Poet: Saib
Toggle stanza 1عشق سرمایه تسکین دل زار من است
عشق سرمایه تسکین دل زار من است
خانه پرداز جهان خانه نگهدار من است
درد را طاقت من کسوت درمان پوشد
صندل جبهه من زدی رخسار من است
نیست در خلوت من پرتو منت را راه
شمع کاشانه من دیده بیدار من است
کشتی خالیم، آرام نمی دانم چیست
هر که باری ننهد بر دل من، بار من است!
نکند شعله بدل جامه ز رنگینی موم
می عبث در پی رنگینی رخسار من است
سخن تلخ به شیرینی جان می گیرم
هر که را هست زر قلب، خریدار من است
پا به دولت زند آن کس که زند پای به من
سایه بال هما سایه دیوار من است
آتش از گرمی افسانه من گوش گرفت
گوش هر خام کجا لایق اسرار من است؟
هر که گم کرد غمی، در دل من می یابد
وعده گاه غم عالم دل افگار من است
لامکان سیرتر از همت خویشم صائب
خویش را گم کند آن کس که طلبکار من است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
لَعْلِ سیرابِ بهخونتشنه، لَبِ یارِ من است
وَز پیِ دیدنِ او، دادنِ جان، کارِ من است
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 51
این جهان چیست صنم خانهٔ پندار من است
جلوهٔ او گرو دیدهٔ بیدار من است
Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 12
این چه لطف است که با یار وفادار من است
که به من همسفر و خانه نگهدار من است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1500
سیل درمانده کوتاهی دیوار من است
بی سرانجامی من خانه نگهدار من است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1502
مانع مستی غفلت دل هشیار من است
پادشاه شب من دیده بیدار من است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1503
Sources
Persian text source: Ganjoor

