غزل شمارهٔ 1517
Poet: Saib
Toggle stanza 1هر قدم سست کی از وادی ما آگاه است؟
11
هر قدم سست کی از وادی ما آگاه است؟
دم شمشیر فنا جاده این راه است
22
لب بی آه به ماتمکده گردون نیست
این نه خط است به دور لب ساغر، آه است
33
گرچه ظاهر به سر زلف نمی پردازد
از پریشانی من موی به موی آگاه است
44
در ره عشق کسی را خبر از منزل نیست
خضر این بادیه چون ریگ روان گمراه است
55
خست چرخ که صد جامه اطلس دارد
تا به حدی است که پیراهن یوسف چاه است
66
صائب امروز تویی ز اهل سخن قدرشناس
که به غیر از تو ز مقدار سخن آگاه است؟
77
صائب از قافله عشق مدد می طلبد
یوسف طبع که عمری است اسیر چاه است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

