غزل شمارهٔ 1512
Toggle stanza 1شوق را شهپر توفیق سبکباری توست
11
شوق را شهپر توفیق سبکباری توست
راه نزدیک فنا، دور ز خودداری توست
22
دامن دشت فنا پاکترست از کف دست
سنگ اگر هست درین راه، گرانباری توست
33
چون پریشان نگذاریم قدم چون سیلاب؟
لغزش ما به تمنای نگهداری توست
44
چون نگیرد نفس دام تو از کثرت صید؟
خط آزادی کونین، گرفتاری توست
55
خواب در چشم مده راه به افسانه مرگ
که شب کاکل او زنده ز بیداری توست
66
چون به خواری کشم ای عشق ز کوی تو قدم؟
عزت روی زمین در قدم خواری توست
77
چشم بدبین به نی کلک تو صائب مرساد!
خاک، گنجینه گوهر ز گهرباری توست
Sources
Persian text source: Ganjoor

