Toggle stanza 1
روح را جسم گران مانع شبگیر شده است
1

روح را جسم گران مانع شبگیر شده است

جای رحم است به سیلی که زمین گیر شده است

2

دامن دشت پر از آهوی آهوگیرست

بس که صیاد درین بادیه نخجیر شده است

3

هیچ کافر نشود دور ز آهو چشمان!

نافه را موی ازین واقعه چون شیر شده است

4

می زند دست به ترکش ز نیستان دایم

هر که چون شیر ز سر پنجه خود سیر شده است

5

هیچ کس را غم فردا نکند استقبال!

خواب من تلخ ز اندیشه تعبیر شده است

6

تیر از روح سیاووش مدد می طلبد

سینه گرم که دیگر هدف تیر شده است!

7

صائب از قحط هم آواز چنین خاموش است

طوطی از خامشی آینه دلگیر شده است

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…