غزل شمارهٔ 1543

Toggle stanza 1
از رگ ابر، هوا سینه شهباز شده است
1

از رگ ابر، هوا سینه شهباز شده است

باده پیش آر که قانون طرب ساز شده است

2

نیست خاری کهن باشد مژه گلگونش

مگر از جوش بهاران رگ گل باز شده است!

3

من چه مرغم، که تذروان بهشتی رو را

خال آن لب، گره رشته پرواز شده است

4

بهله تا دست به آن موی میان افکنده است

مژه بر دیده من چنگل شهباز شده است

5

دل چرا از خط مشکین تو در هم باشد؟

که ز هر حلقه، در باغ نوی باز شده است

6

روی گرم تو مرا بر سر حرف آورده است

طوطی از پرتو آیینه سخنساز شده است

7

صائب از فیض دعای شب و اوراد سحر

در توفیق به روی دل من باز شده است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor