Toggle stanza 1
از تب رشک تو خورشید هلالی شده است
1

از تب رشک تو خورشید هلالی شده است

طوبی از غیرت سرو تو خلالی شده است

2

(خون ما گرچه حرام است چو می، خوردن آن

پیش این سنگدلان آب حلالی شده است)

3

آفتاب سخنش گرد جهان می گردد

هر که ز اندیشه باریک هلالی شده است

4

(مختصر کن سخنم را به شکرخنده لطف

که چراغ گله ام فتنه بالی شده است (کذا))

5

(خطرم چند چو طاوس بود از پر و بال؟

بر من این نکته رنگین چه وبالی شده است)

6

بر تن باد صبا پیرهن یوسف مصر

از تب رشک تو فانوس خیالی شده است

7

(دل آسوده ات از حال به حالی گردد

گر بدانی تو که صائب به چه حالی شده است)

Sources

Persian text source: Ganjoor