غزل شمارهٔ 1549
Toggle stanza 1از تب رشک تو خورشید هلالی شده است
11
از تب رشک تو خورشید هلالی شده است
طوبی از غیرت سرو تو خلالی شده است
22
(خون ما گرچه حرام است چو می، خوردن آن
پیش این سنگدلان آب حلالی شده است)
33
آفتاب سخنش گرد جهان می گردد
هر که ز اندیشه باریک هلالی شده است
44
(مختصر کن سخنم را به شکرخنده لطف
که چراغ گله ام فتنه بالی شده است (کذا))
55
(خطرم چند چو طاوس بود از پر و بال؟
بر من این نکته رنگین چه وبالی شده است)
66
بر تن باد صبا پیرهن یوسف مصر
از تب رشک تو فانوس خیالی شده است
77
(دل آسوده ات از حال به حالی گردد
گر بدانی تو که صائب به چه حالی شده است)
Sources
Persian text source: Ganjoor

