غزل شمارهٔ 1545
Poet: Saib
Toggle stanza 1دل به یک آه سراسر رو مژگان شده است
11
دل به یک آه سراسر رو مژگان شده است
مغز این نافه به یک عطسه پریشان شده است
22
بید گل می کند از پرتو صاحب نظران
سر دار از سر منصور به سامان شده است
33
جمع چون غنچه به شیرازه محشر نشود
مغز هر کس که ز بوی تو پریشان شده است
44
دل عاشق چه غم از اشک دمادم دارد؟
کشتی نوح، خراباتی طوفان شده است
55
گل روی تو که سر پنجه زدی با خورشید
از خط سبز، چراغ ته دامان شده است
66
سپر حادثه چرخ بود روی گشاد
زخم کمتر خورد آن پسته که خندان شده است
77
دل سرگشته ام از شوق شبستان عدم
گردبادی است که مشتاق بیابان شده است
88
صائب امشب سخن آن لب میگون می گفت
می توان یافت که از توبه پشیمان شده است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

