غزلیات
عرفی
غزل شمارهٔ 151کوی عشق است این که مرغ سدره، این جا، پر گذاشت
6 اشعار
غزل شمارهٔ 152گذشت و بر من عاجز ببین چه حال گذشت
5 اشعار
غزل شمارهٔ 153موج زن در دل خیال آن لب میگون گذشت
6 اشعار
غزل شمارهٔ 154دوش دل ناگشته سیر از وصل او بیهوش گشت
5 اشعار
غزل شمارهٔ 155نازنده جهان از تو به آلایش آفت
5 اشعار
غزل شمارهٔ 156گر دل عنان فرصت از آغاز می گرفت
8 اشعار
غزل شمارهٔ 157شبم به خفتن و روزم به ژاژ خایی رفت
6 اشعار
غزل شمارهٔ 158ای دل طمع مدار که بی غم گذارمت
4 اشعار
غزل شمارهٔ 159گلچین عشق شو به خرد واگذار بحث
9 اشعار
غزل شمارهٔ 160منصور و اناالحق زدن و دار و دگر هیچ
5 اشعار
غزل شمارهٔ 161نزدیک لب رسانده شکستیم جام صلح
7 اشعار
غزل شمارهٔ 162چنان غم تو به آزار جان ما گستاخ
9 اشعار
غزل شمارهٔ 163در ازل رفتم به سیر کعبه و یاری نبود
12 اشعار
غزل شمارهٔ 164عشق اگر مرد است، مرد او تاب دیدار آورد
7 اشعار
غزل شمارهٔ 165ذوق در خاک تپیدن اگر از دل برود
7 اشعار
غزل شمارهٔ 166خوش آن محفل که از می گر سرایم رو بسوزاند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 167نرنجم گر به بالینم مسیحا دیر میآید
5 اشعار
غزل شمارهٔ 168بندهٔ دل شوم که او، خون فراغ میخورد
6 اشعار
غزل شمارهٔ 169حرم پویان دری را میپرستند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 170چون عشق بت ز کعبه به دیرم حواله کرد
5 اشعار
غزل شمارهٔ 171مرا دردی است که از داروی راحت بیش میگردد
6 اشعار
غزل شمارهٔ 172خم بجوش آمد، بگو چون توبه اکنون بشکند
5 اشعار
غزل شمارهٔ 173درد کیشان همه ناموس کش کیش همند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 174نخورم زخم در آن کوچه که مرهم باشد
5 اشعار
غزل شمارهٔ 175تشنه ام رطل گران خواهم گزید
7 اشعار
غزل شمارهٔ 176هجران شب تار ما ندارد
8 اشعار
غزل شمارهٔ 177کو فنا تا زخمها شمشیر بر مرهم نهند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 178در چمن حوروشان انجمنی ساخته اند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 179دل ما را به فسون جادوی بابل نبرد
10 اشعار
غزل شمارهٔ 180ما کسی را نشناسیم که غم نشناسد
6 اشعار
غزل شمارهٔ 181مجنون تو هر دم روش تازه نسازد
7 اشعار
غزل شمارهٔ 182دلبران نی دل به ناز و عشق غافل میبرند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 183گر دَرِ عشق زنی تاب ملامت باید
6 اشعار
غزل شمارهٔ 184عصمت از لعل لبت گرد هوس می گردد
5 اشعار
غزل شمارهٔ 185اگر چه راه به عیب تو کس عیان نبرد
4 اشعار
غزل شمارهٔ 186تا بوی نعیم ستم از خوان تو یابند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 187این صفا حسن و محبت ز هم اندوخته اند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 188فتادگان سر خود را به خاک پا بخشند
13 اشعار
غزل شمارهٔ 189عزت گیتی اگر صحبت یوسف باشد
5 اشعار
غزل شمارهٔ 190خوبان که به هم گرمی بازار فروشند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 191دلی چو مشعل حسن تو فرد می خیزد
7 اشعار
غزل شمارهٔ 192هنوز خسته دلم راه عدم می زد
6 اشعار
غزل شمارهٔ 193سراپای وجودم در محبت ، حال دل دارد
5 اشعار
غزل شمارهٔ 194گر باد شوم بر تو وزیدن نگذارند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 195آه ازین دل کز گریبان غمی سر بر نزد
5 اشعار
غزل شمارهٔ 196گره در کام دل از بخت زبون نگشاید
9 اشعار
غزل شمارهٔ 197آن دل که به هجر تو ز آرام برآید
8 اشعار
غزل شمارهٔ 198چند بی بهره شود دیدهٔ گریانی؛ چند؟
5 اشعار
غزل شمارهٔ 199ز بوی باده دلم آب و رنگ می گیرد
6 اشعار
غزل شمارهٔ 200تا کی از لب-گهرِ آن مست تکلم ریزد
6 اشعار
آڈیو
صداکاران
صنف
اصناف
وزن

