غزل شمارهٔ 186
شاعر: عرفی
Toggle stanza 1تا بوی نعیم ستم از خوان تو یابند
11
تا بوی نعیم ستم از خوان تو یابند
جان های شهیدان همه مهمان تو یابند
22
مهمان تو جمعی و مرا غم که مبادا
سوز دل ریشم ز نمکدان تو یابند
33
سازند به محشر هدف تیر ملامت
آن دست که کوتاه ز دامان تو یابند
44
آبی که بود تشنگی افزای مسیحا
زهریست که در کام شهیدان تو یابند
55
ای رفته به مصر از پی فرزند، به کنعان
هشدار که او را ز گریبان تو یابند
66
جان دو جهان را که دم حشر بجویند
یک یک ز سر نشتر پیکان تو یابند
77
معراج ملایک به جز این نیست که در عشق
پروانگی شمع شبستان تو یابند
88
عرفی چه بود ناز و نعیم تو که دایم
ماتم زدگان را همه مهمان تو یابند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

