غزل شمارهٔ 340
شاعر: عرفی
Toggle stanza 1حیف است که دستی به نمکدان تو یابند
11
حیف است که دستی به نمکدان تو یابند
زاغان هوس را، مگس خوان تو یابند
22
ای گل ز صبا راه بگردان که مبادا
مرغان به نسیمش ره بستان تو یابند
33
باید که رسد جان به لب خضر و مسیحا
تا قطرهٔ از چشمهٔ حیوان تو یابند
44
آن فتنه که در خون کشد آشوب قیامت
در سلسلهٔ زلف پریشان تو یابند
55
چون شعر تو عرفی نگزینند؟ که عالی است
هر بیت که در صفحهٔ دیوان تو یابند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

