Toggle stanza 1
عشاق حیات از لب خندان تو یابند
1

عشاق حیات از لب خندان تو یابند

خوبان عمل فتنه ز دیوان تو یابند

2

ببینم مه از جیب سپهر و نکشد دل

کان مه که برد دل ز گریبان تو یابند

3

شاید که به شکرانه دهندت سر دیگر

آنان که سر خویش به چوگان تو یابند

4

ای بخت کسانی که به رغم من محروم

بوسیدن پای سگ دربان تو یابند

5

فردای قیامت که به انصاف رسد خلق

زنگار گرفته همه پیکان تو یابند

6

گر خاک وجودم، ز پس مرگ ببیزند

بس دست تظلم که به دامان تو یابند

7

هر جا که گریزد دل سودازده من

بازش به سر زلف پریشان تو یابند

8

عشق از کشدم، منت هجران تو بر من

کاین مرتبه از دولت هجران تو یابند

9

بر سوختگان کم ز یکی خنده که باری

داد جگر خود ز نمکدان تو یابند

10

در یوزه جان می کند از لعل تو خسرو

کان چاشنی از چشمه حیوان تو یابند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور