غزل شمارهٔ 487
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1عشاق حیات از لب خندان تو یابند
11
عشاق حیات از لب خندان تو یابند
خوبان عمل فتنه ز دیوان تو یابند
22
ببینم مه از جیب سپهر و نکشد دل
کان مه که برد دل ز گریبان تو یابند
33
شاید که به شکرانه دهندت سر دیگر
آنان که سر خویش به چوگان تو یابند
44
ای بخت کسانی که به رغم من محروم
بوسیدن پای سگ دربان تو یابند
55
فردای قیامت که به انصاف رسد خلق
زنگار گرفته همه پیکان تو یابند
66
گر خاک وجودم، ز پس مرگ ببیزند
بس دست تظلم که به دامان تو یابند
77
هر جا که گریزد دل سودازده من
بازش به سر زلف پریشان تو یابند
88
عشق از کشدم، منت هجران تو بر من
کاین مرتبه از دولت هجران تو یابند
99
بر سوختگان کم ز یکی خنده که باری
داد جگر خود ز نمکدان تو یابند
1010
در یوزه جان می کند از لعل تو خسرو
کان چاشنی از چشمه حیوان تو یابند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

