غزلیات

عرفی

غزل شمارهٔ 1امید عیش کجا و دل خراب کجا

6 اشعار

غزل شمارهٔ 2کوی عشق است و همه دانه و دام است اینجا

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3به دیر آی از حرم صوفی که می برقع گشود اینجا

6 اشعار

غزل شمارهٔ 4به گاه جلوه از آن ماه روی زیبا را

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5می کش و مست عشوه کن، نرگس می پرست را

5 اشعار

غزل شمارهٔ 6در نو بهار باده ننوشد کسی چرا

6 اشعار

غزل شمارهٔ 7خیز و به جلوه آب ده، سرو چمن تراز را

6 اشعار

غزل شمارهٔ 8گرفتم آن که شب در خواب کردم پاسبانش را

6 اشعار

غزل شمارهٔ 9منم که یافته ام ذوق صحبت غم را

5 اشعار

غزل شمارهٔ 10در باغ طبیعت بفشردیم قدم را

7 اشعار

غزل شمارهٔ 11التفاتی نیست با امید مطلوب مرا

7 اشعار

غزل شمارهٔ 12عشق کو تا در بیابان جنون آرد مرا

5 اشعار

غزل شمارهٔ 13چرا خجل نکند چشم اشکبار مرا

6 اشعار

غزل شمارهٔ 14به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرا

7 اشعار

غزل شمارهٔ 15هر دم زند هوس به چراغ دگر مرا

5 اشعار

غزل شمارهٔ 16چراغ عشق به گلخن شود دلیل مرا

8 اشعار

غزل شمارهٔ 17شب تا سحر کنم عجز، تا بوسم آستان را

8 اشعار

غزل شمارهٔ 18نی مهر دوست دارم ، نی کین دشمنان را

7 اشعار

غزل شمارهٔ 19تا به کی معبچه ی می نوش و بیارا ایمان را

6 اشعار

غزل شمارهٔ 20به جز ریش بلا مرهم مبادا ریسه ریشان را

6 اشعار

غزل شمارهٔ 21تا تیز کرده ای به سیاست نگاه را

6 اشعار

غزل شمارهٔ 22از تو نوشت و داد دل آرمیده را

5 اشعار

غزل شمارهٔ 23دادم به چشم او دل اندوه پیشه را

5 اشعار

غزل شمارهٔ 24تحفهٔ مرهم نگیرد سینهٔ افکار ما

6 اشعار

غزل شمارهٔ 25فارغیم ای عاملان حشر ز احسان شما

10 اشعار

غزل شمارهٔ 26صبح گدا و شام ز خورشید روشن است

4 اشعار

غزل شمارهٔ 27ار نالهٔ شبانه اثر برده‌ایم ما

6 اشعار

غزل شمارهٔ 28نوش دارو نشأیِ عّلت نهد در جان ما

7 اشعار

غزل شمارهٔ 29نداد نور شراری چراغ هستی ما

5 اشعار

غزل شمارهٔ 30گفت‌وگوی غم یعقوب بود پیشهٔ ما

5 اشعار

غزل شمارهٔ 31دلم در کعبه‌ای رو کرد و همت جوید از دل‌ها

7 اشعار

غزل شمارهٔ 32از بس که در معارضه دیدم مثال‌ها

8 اشعار

غزل شمارهٔ 33صد قول به یک زمزمه طی می کنم امشب

7 اشعار

غزل شمارهٔ 34دل چو به غم شاد زیست، مهر و وفا از او طلب

5 اشعار

غزل شمارهٔ 35صد شکر کز اقبال غم و لشگر آفت

6 اشعار

غزل شمارهٔ 36گشود برقع و توفان حسن عالم سوخت

8 اشعار

غزل شمارهٔ 37صد چشمه ی زهر از لب داغ دل ما ریخت

7 اشعار

غزل شمارهٔ 38نعره زد عشق دین ما بگریخت

8 اشعار

غزل شمارهٔ 39عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست

10 اشعار

غزل شمارهٔ 40غزلی گفته‌ام آن باعث گفتار کجاست

5 اشعار

غزل شمارهٔ 41مراد و خضر عنان گیر باید از چپ و راست

8 اشعار

غزل شمارهٔ 42صد فوج عشوه از نظر من گذشته است

6 اشعار

غزل شمارهٔ 43صد شکر که بتخانه ی اندیشه خراب است

7 اشعار

غزل شمارهٔ 44امید صلح از آن با شکیب ایوب است

5 اشعار

غزل شمارهٔ 45آنی که پای تا به سرت عجب طاعت است

6 اشعار

غزل شمارهٔ 46بر دل یوسف غمی در کنج زندان بر نخاست

7 اشعار

غزل شمارهٔ 47تاج زر گر بودش فتنه ی از بهر خود است

6 اشعار

غزل شمارهٔ 48لب فروبستن ناصح گرهی بر باد است

4 اشعار

غزل شمارهٔ 49تا کوکبه ی رحمت جاوید بلند است

5 اشعار

غزل شمارهٔ 50ناله ام پرورش آموز نهال اثر است

6 اشعار

آڈیو

صداکاران

صنف

اصناف

وزن

اوزان